A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مارادونا در گذشت

مارادونا درگذشت

 

 

جهان فوتبال , امروز سوگوار توست ....

بدرود ابدیت ...

بدرود جاودانگی 

بدرود نابغه بی تکرار , مارادونای کبیر 

===========

با کمال احترام و احساس , وبسایت جام تخت جمشید 

 

  افسانه ی تاریخ فوتبال جهان " دیگو آرماندو مارادونا " روز گذشته  به جهت عارضه ی قلبی , جهان هستی را ترک گفت . دیه گوی عزیز که تنها چند روز پیش  , تولد ۶۰ سالگی اش را جشن گرفته بود ,  بسیار ناگهانی و دور از تصور همگان در خانه شخصی اش بدرود حیات گفت . جهان فوتبال ,  نام او و خاطرات فراوانی که از او به یادگار مانده  , هرگز فراموش نخواهد کرد . 

  ساعتی بعد از انتشار این خبر , یک منبع آگاه از وزارت دادگستری آرژانتین که هنگام کالبدشکافی در محل حضور داشته, ضمن تایید خبر در گذشت او , اعلام نمود که اسطوره فوتبال آرژانتین  ،در معرض یک نارسایی شدید قلبی قرار گرفته است . این منبع در ادامه افزود : علت مرگ او  "ادم حاد ثانویی در ناحیه ریه  بوده  که ناشی از یک نارسایی شدید قلبی است . این نارسایی , در واقع یک بیماری مزمن است که به تدریج به توانایی قلب در پمپاژ خون آسیب می رساند بنابر این مقداری مایعات  در ریه ها جمع می شوند که به آن بیماری  ادم ریوی گفته میشود و چنانچه شدت این بیماری افزایش یابد  می تواند کشنده باشد .

 

مارادونا درگذشت

 

   خبر درگذشت دیه گو  , بیکباره جهان فوتبال را در شوک و حیرت فرو برد چرا که  به تازگی تحت مراقبتهای دقیق پزشکی قرار گرفته بود . او کمتر از ۱۰ روزه پیش  با اعلام رضایت از سوی کادر درمانی از بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان مرخص شد  , بنابر این کمتر کسی انتظار خبر درگذشت او را داشت .  از بزرگان فوتبال جهان تا علاقمندان کم نام و نشان  , با اعلام عشق و علاقه ی  به او و آنچه که در طی  حضور خیره کننده در مستطیل سبز  انجام داده  , به او ادای احترام میکنند .

 مارادونا در ۸ آبان ۱۳۳۹ در منطقه ی فقیرنشین  بوئنس آیرس کشور آرژانتین متولد شد و در کودکی با انجام حرکات نمایشی با توپ , تلاش میکرد تا بخشی ازهزینه خانواده اش را تامین کند . ۱۷ ساله بود که به باشگاه آرژانتین جونیورز ( Argentinos Juniors ) پیوست و بمرور درب های شهرت به رویش گشوده شد اما آنچه که به فوتبال او شهرت جهانی بخشید , درخشش کم نظیر در مسابقات جام جهانی جوان ۱۹۷۹  بود که  مارادونا علاوه بر آنکه با آرژانتین قهرمان این رقابتها شد بعنوان بهترین بازیکن  , توپ طلای مسابقات جوانان جهان را نیز دریافت کرد .

 

ماردونا درگذشت* جام جهانی جوانان ۱۹۷۹ نقطه آغاز شهرت جهانی دیه گو مارادونا ..............   توکیو - شهریور ۱۳۵۸

==============================

 

 دیه گو , پنج فصل متوالی  برای باشگاه  آرژانتین جونیورز توپ زد و سپس به رویای کودکی اش که همانا پوشیدن پیراهن ابی و طلایی بوکا بود , جامه ی عمل پوشاند . او یک بار در این مورد چنین اشاره کرد : از وقتی که فوتبال را شناخته ام , بوکا بخش عمده ای از ان بود . برای من و خانواده ام , بوکا همه چیز است و بومبونرا ( استادیوم خانگی بوکا ) زیبا ترین معبد جهان ....

 ارتباط قلبی دیه گو با باشگاه بوکا جونیورز که تا به امروز نیز حفظ شده  در حقیقت , چیزی بیش از ارتباط یک بازیکن و یک باشگاه بود ... و ریشه ی عمیق  در وابستگی خانواده ی او داشت . دیه گو یکبار در این زمینه گفت : وقتی که نخستین بار پیراهن بوکا را بر تن خویش کردم , بلافاصله بیاد پدرم ( چیتورو ) افتادم و همان لحظه اشک در چشمانم حلقه زد .

 

مارادونا درگذشت

 

  مارادونا , سپس به بارسلونای اسپانیا پیوست و با یک قرارداد رویایی , رکورد نقل و انتقالات فوتبال جهان را بنام خویش ثبت کرد , او سپس با یک قرارداد نجومی دیگر به ناپولی ایتالیا پیوست تا صاحب یک رکورد تازه در تاریخ فوتبال جهان باشد و سپس در جام جهانی ۱۹۸۶ با نمایشی خیره کننده نام خود را برای همیشه با تاریخ فوتبال جهان پیوند زد .

 او با ناپولی یک دوره طلایی و بسیار درخشان را سپری نمود و طی ۶ فصل متوالی , به بخشی بزرگ از فرهنگ منطقه ناپل تبدیل شد اما روزهای موفق مارادونا در ناپولی سرانجام پایان یافت و بمرور  با افزایش حواشی  زندگی شخصی اش , دوران افول او آغاز شد . با این وجود , مارادونا یکبار دیگر نمایشی دلچسب از توانایی هایش را در جام جهانی ۱۹۹۰ به جهان فوتبال , عرضه کرد .... چندی پس از پایان جام جهانی ایتالیا , دیه گو از ناپل جدا شد و در ادامه به باشگاه های سویا , نیو اولد بویز و سرانجام بار دیگر بوکا جونیورز , پیوست و لاجرم  در سوم آبان ۱۳۷۶ , با پیراهن آبی و طلایی بوکا برای همیشه با دنیای بازیگری فوتبال وداع نمود .

 

دیه گو مارادونا   

  از ویژگی های بارز مارادونا در طول دوران زندگی اش  میتوان به پرهیز  از تجمل گرایی و همصدایی  با اقشار محروم جامعه اشاره کرد . او گرچه یک منبع بزرگ برای کسب پول و شهرت در جهان سرمایه داری بشمار می آمد اما هرگز با آنها هم ذات پنداری نکرد و هیچگاه محو ظواهر و تجملات ان نشد . دوران کودکی مارادونا در محله فقر نشین و دشواری های زندگی , از او شخصیتی ساخت که  اغلب به ستاره های دنیای توپ گرد , شباهتی نداشت . بنابر این به یک نماد مبارزه با جهان سرمایه داری تبدیل گشت و بر این پایه او اغلب از پشتیبانی رسانه های بزرگ و جریان اصلی محروم می شد .     

  افسانه ی دیه گو بزرگ , اگرچه سرانجام در عصر روز چهارشنبه ۵ آذر ماه ۱۳۹۹ , پایان پذیرفت اما  تا آن روز که جهان ما پا بر جاست , نام او در خاطر و یاد علاقمندان فوتبال در سراسر گیتی ,  باقی خواهد ماند . دیه گو  , فرزند  ملت آرژانتین , ستاره ای که با دستانی کودکانه در جهانی  بی رحم , حماسه سرای معاصر سرزمین خورشید و ماه می , شد .

 

مارادونا درگذشت 

نصرت ایراندوست

نصرت ایراندوست

* استاد نصرت ایراندوست عزیز .....................      امجدیه - پاییز ۱۳۵۳

=====================

 

  ستاره , کاپیتان و سرمربی اسبق ملوان بندر انزلی با مجموعه ای از افتخارات و عناوین باشگاهی .......... استاد نصرت ایراندوست عزیز از چهره های بنام و فراموش نشدنی مسابقات جام تخت جمشید و از بزرگان نسل اول باشگاه محبوب ملوان می باشد که در یک دوره زمانی ۱۰ ساله , با وجود تمام کاستی ها و کمبود ها  ,  فوتبال انزلی را به بالاترین سطح  ایران رساندند و با شایستگی آن را نیز برای دهه ها  حفظ نمودند . یک نام بزرگ از نسلی براستی باشکوه و بی تکرار  ....   

 

   سالهای پایانی دهه ۴۰ شمسی , همان روزها یی که بخش عمده ی فوتبال ما به رقابتهای باشگاهی تهران خلاصه میشد , یک تیم جوان با تعدادی بازیکن کم نام نشان از شهر بندر انزلی ( پهلوی سابق ) در رقابتهای آموزشگاه های ایران به موفقیت های قابل توجه دست یافت . هفته نامه کیهان ورزشی که آن روزها تنها  نشریه معتبر ورزشی ایران بود , در یک صفحه کامل تصاویر کوچک این جوانهای شایسته را منتشر کرد و کاپیتان آنها را نیز  نصرت ایراندوست معرفی کرد . 

 کیهان ورزشی آن روز  نوشت :

کاپیتان نصرت مدافعی است سخت کوش و با تجربه که بیشتر دوست دارد از او در پست هافبک استفاده شود . 

از دیگر بازیکنان آن  تیم جوان و  بیادماندنی میتوان به نامهای غفور جهانی , قاسم سلطانزادی , علی نیاکانی و میخائیل پطروسیان اشاره کرد که جملگی ستون های تیم قدرتمند ملوان در مسابقات جام تخت جمشید بودند . 

تیم بندرانزلی با تکیه بر همین نامها به رقابتهای آموزشگاه های کشور که در مشهد برگزار میشد رفت و با شایستگی موفق شد , قهرمان مسابقات آموزشگاه های ایران در سال ۱۳۴۹ گردد .  پس از ان اما با تلاش و پیگیری مربی تیمهای فوتبال انزلی " استاد بهمن صالح نیا " و حمایت نیروی دریایی ارتش  ,  تیم فوتبال باشگاه ملوان بندر انزلی تشکیل شد و اغلب آن بازیکنان جوان ,  اجزای اصلی تشکیل دهنده ی نسل اول تیم فوتبال ملوان  شدند . تیمی که بسیار زود به مظهر فوتبال شمال ایران تبدیل شد .

   پاییز طلایی سال ۱۳۵۱,  روزهای روشن نصرت ایراندوست با ملوان ,  آغاز شد  .... آنها برای انجام رقابتهای انتخابی مسابقات جام تخت جمشید به خوزستان رفته بودند تا برای کسب یکی از پنج سهمیه تیمهای غیر تهرانی جام تخت جمشید , تلاش کنند و سرانجام نیز به هدف خویش دست یافتند و سپس با آغاز رقابتهای لیگ جام تخت جمشید , نام نصرت ایراندوست بعنوان یک هافبک سخت کوش و پرتوان , برای تمامی علاقمندان فوتبال ایران آشنا شد . او یکی از همان یازده بازیکنی بود که با پیراهن  ملوان در نخستین مسابقه لیگ سراسری , مقابل نورد اهواز بمیدان رفت . همان تیمی که با شایستگی ,  اولین برد شیرین را با نتیجه جالب ۴ بر صفر برای قوی سپید رقم زد .

 در فصل نخست جام تخت جمشید , ملوان و نصرت ایراندوست  در حال آزمون و خطا و کسب تجربه بودند .... گاهی چنان مصمم و استوار که همگان  حیرت زده میشدند و گاهی نیز  .... با اینحال  در همان فصل اول , ملوان با قرار گرفتن در رتبه پنجم  ,  نشان داد که از چه پتانسیلی بالایی برخوردار است . نصرت ایراندوست در اغلب مسابقات فصل حاضر بود و بواقع  یکی از شاگردان موثر استاد بهمن صالح نیا ...

 

نصرت ایراندوست * استاد نصرت ایراندوست , قلپ تپنده ملوان در جام تخت جمشید ........ انزلی - مرداد ۱۳۵۲

  ( ملوان و پاس هفته سوم از اولین دوره جام تخت جمشید )

============================

 

 از فصل دوم  تا جام پنجم  تخت جمشید روزهای بزرگی ملوانان در جام تخت جمشید بود . در این سالها آنها به یک تیم سراپا هجومی و موفق تبدیل شدند که مقابل هر تیمی , برای برد بمیدان می رفتند  . همچنین آنها نخستین تیمی بودند که در فوتبال ایران , به انحصار تیم های تهرانی  در بالای جدول پایان دادند و در جام پنجم نیز در شرایطی که بسیاری آنها را لایق قهرمانی  میدانستند , در جایگاه سوم لیگ سراسری جای گرفتند .   

 آذر ماه سال ۱۳۵۳ , هفته نامه کیهان ورزشی با انتشار تصویری از استاد نصرت ایران دوست , او را بهترین و موثر ترین بازیکن تیم ملوان در تقابل با تاج در تهران معرفی میکند و سپس مینویسد :

 ایراندوست هافبک مقتدر و صاحبنان ملوان در دیدار تیمش با تاج , بهترین بازیکن مردان شمال بود . او نود دقیقه در خط میانی با جنگجویی و فداکاری تحسین برانگیز , خنثی کننده بسیاری از طرحهای  تاج در خط حمله بود و  بجز این , خود او بارها پایه گذار حملات ملوان شد . 

 نصرت ایراندوست  * ملوان قدرتمند و بیادماندنی  جام تخت جمشید  .........   امجدیه - خرداد ۱۳۵۴

====================== 

 

  نصرت ایراندوست , در چهار دوره ی متوالی از رقابتهای جام تخت جمشید , عضو ثابت و تاثیرگذار ملوانان بود و سپس در دو دوره آخر ( دوره های پنجم و ششم ) کمتر فرصت حضور در میدان را یافت .بی تردید  یکی از بهترین و موفقترین روزهای نصرت ایراندوست با ملوان در طی این دوره زمانی ,  در جام چهارم و درتقابل با پرسپولیس شکل گرفت . روزی که او بهمراه سایر ستاره های ملوان , موفق شدند با شایستگی تمام در تهران , سرخپوشان همواره مدعی  را  با یک گل مغلوب سازند . آن روز , نصرت ایراندوست  یکی از بهترین و موثر ترین چهره های حاضر درزمین بود .   

  پس از انقلاب اسلامی نیز , ابتدا برای مدتی فعالیت تیم فوتبال ملوان کاهش یافت ....  ولی سرانجام  پس از گذشت یکسال و با تلاش فراوان چند چهره محبوب و با تجربه ملوان , همانند استاد نصرت ایراندوست ,  بار دیگر قوی سپید به عرصه رقابت ها بازگشت . استاد ایراندوست دو سه سال دیگر را نیز برای ملوانان توپ زد و سپس جای اش را به جوانانی شایسته همانند رسول یکتا و سیروس قایقران سپرد . 

 آخرین دوره ای که استاد نصرت ایراندوست با پیراهن ملوان در رقابتهای باشگاهی برای ملوان بمیدان رفت , مسابقات باشگاه های بندرانزلی فصل ۱۳۶۰ می باشد که در این دوره از مسابقات  او در مقام کاپیتان , ملوانان را یاری داد و سپس برای همیشه کفشهایش را آویخت و به جرگه مربیان پیوست . او مربیگری را از همان سال در فوتبال پایه باشگاه ملوان آغاز نمود که ماحصل تلاش وی , پرورش و معرفی چند چهره موثر برای سالهای بعد ملوان بود . او در دهه ۷۰ در تیمهای , بنیاد مستضعفان , پاس و شیلات انزلی فعالیت کرد و سپس برای مدتی هدایت تیم جوانان گیلان را بر عهده گرفت . استاد نصرت ایراندوست سرانجام در سال ۱۳۷۶ و پس از کناره گیری استاد بهمن صالح نیا , هدایت فنی باشگاه ملوان را پذیرفت و با تمام توان خویش , برای اعتلا و سربلندی  ملوان تلاش کرد .......

 

    

   در حال تکمیل ...

 

حسین کازرانی

حسین کازرانی

* حسین کازرانی عزیز .............       امجدیه - جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۵۶

Hossein Kazerani ... Amjadieh Stadium - Friday, September 2, 1977

=====================

 

 استاد حسین کازرانی عزیز  , ستاره ی توانا و ملیپوش باشگاه پاس که از بطن رقابتهای فوتبال محلی استان خوزستان پدیدار شد و  به آرامی ,  مسیر ترقی و پیشرفت را تا بالاترین سطح فوتبال ایران   طی نمود . در این سالها , فرزند برومند ایران چنان ظاهر شد که اغلب کارشناسان او را لایق پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی می دانستند . حسین کازرانی  پس از پایان دوره بازیگری , به جرگه ی مربیان فوتبال باشگاهی پیوست  . او  از اعضای ثابت تیم  فراموش ناشدنی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ می باشد . 

 حسین کازرانی متولد ۱۳۲۶  شهرستان اندیمشک از توابع استان خوزستان است .  زاهد خضیری , نخستین مربی حسین کازرانی بود که در روزگار نوجوانی او را با الفبای فوتبال آشنا ساخت . ۱۶ یا ۱۷ ساله بود که برای نخستین بار به تیم منتخب استان خوزستان دعوت شد و با همان تیم , در مسابقات قهرمانی کشور در کرمان  حاضر شد . حسین کازرانی در کرمان تورنمنت موفقی را تجربه کرد و از همانروز ها  نظر مربیان تیم  ملی را بخود جلب کرد ....

 سال ۱۳۴۸ به تهران آمد و در اداره پلیس شهربانی استخدام شد و همزمان  , تحت هدایت حسن آقای حبیبی در خط دفاع تیم باشگاه پاس انجام وظیفه کرد  . آن روزها مدافعان صاحبنام پاس ( محمد رنجبر - حشمت مهاجرانی - حسن حبیبی ) یا از فوتبال کناره گیری کرده بودند و یا در پایان دوران بازیگری خود قرار داشتند . بنابر این  پاس در خط دفاع , نیازمند جذب بازیکنانی جوان و مستعد بود .

  

 حسین کازرانی بسیار سریع جای خود را در خط دفاع پاس پیدا کرد . فیزیک مناسب به همراه خونسردی  مثالزدنی او , سبب شد تا بسیار زود بخشی از ساختار منسجم خط دفاع پاس گردد ولی در تیم ملی , شرایط برایش بسیار دشوار بود . حضور چهره هایی توانمند و با تجربه  همانند عرب , کاشانی , کارگرجم , قلیچ خانی .... فضا را برای یک جوان شهرستانی بسیار  تنگ کرده بود تا که سرانجام , موسم برگزاری رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۴ فرا رسید و او نیز از سوی  سرهنگ محمود بیاتی در پست دفاع راست به اردوی تیم ملی دعوت شد و چند هفته بعد از آن بود که برای نخستین بار , در مسابقه ی برگشت ایران و  سوریه , پیراهن ملی را بر تن کرد .

  یکبار هفته نامه دنیای ورزش در باب حسین کازرانی عزیز  چنین نوشت :

مدافع خوزستانی تیم ملی از خونسردی عجیبی برخوردار است . آنقدر که گاهی  وجود آدم را از ترس انباشته میکند در بحبوحه حملات حریف و در حالیکه یک نوک پای مهاجم پر اشتها میتواند کار دست او و تیمش بدهد , توپ را با یک حرکت هوشمندانه و ظریف  از آن خود میکند و سعی دارد که ان را به هر نحو به یکی دیگر از یارانش بسپارد .

 همانگونه که اشاره شد , حسین کازرانی در ابتدا یک مدافع کناری بود ..... اما هنگامیکه به تشخیص حسن حبیبی به میانه خط دفاع منتقل شد ,  پیشرفتی چشمگیر تر از پیش نشان داد آنگونه که به یکی از بهترین مدافعان ایران تبدیل شد . ترکیب او با مجید حلوایی و محسن هوشنگی را میتوان , موفقترین زوج خط دفاع جام تخت جمشید  دانست که ما حصل تلاش آنها  کسب دو عنوان قهرمانی متوالی در طی سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ می باشد .

 

حسین کازرانی

* حسین کازرانی  با پاس تهران صاحب دو عنوان قهرمانی ایران ( جام تخت جمشید ) شد .

پاس  برابر هما - هفته شانزدهم پنجمین دوره جام تخت جمشید -  امجدیه ۱۱ شهریور ۱۳۵۶

ایستاده : حسین ضرابی , مهدس دینورزاده , رضا قفلساز , حبیب شریفی , حسین فرکی و حسین کازرانی

نشسته : فرامرز عزتی , محسن هوشنگی , حسین آقا بیک , محمود حقیقیان و مهدی مناجاتی

 

Hossein Kazerani in the Pas FC. He won two Iranian football championships (Takhte Jamshid Cup) with the Pas team 

============================ 

 

   مهمترین بخش  کارنامه ی بازیگری  استاد حسین کازرانی  در تیم ملی اما  به  رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ ( زمستان ۱۳۵۵ تا پاییز ۱۳۵۶ ) باز میگردد که در ان روزگار او براستی یکی از شاخص ترین چهره های تیم ایران در راه صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ بود و شاید بهترین نمایش او را نیز بتوان در شهر بندری پوسان کره جنوبی  جستجو کرد که در یک روز خاطره انگیز , برابر هجوم پی در پی مهاجمان میزبان , مقاومتی تحسین بر انگیز داشت . هفته نامه دنیای ورزش در باب او چنین مینویسد :

 آن روز حسین کازرانی یک تنه با  ده بازیکن کره ای در افتاد و میتوان گفت که او حتی یکبار نیز , دچار تردید و اشتباه نشد و این درست است که دو مهاجم بلند قد کره ای (( کیم ژائه هان )) و (( چا بوم کئون )) روی توپهای هوایی , امان اش را بریده بودند اما هرگز موفق نشدند از وی عبور کنند  چرا که کازرانی دیواری بتونی مقابل دروازه ایران برپا کرده بود . 

 

   اگر چه که حسین کازرانی در رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ , ستاره ای بی گفتگوی خط دفاع تیم ایران بود اما هر گاه که شرایط را فراهم می دید , بی پروا به صف مهاجمان می پیوست و در همین اثنا یکبار نیز موفق به گشودن دروازه حریفان شد . او در نخستین مسابقه ی دور نهایی انتخابی جام جهانی در  مقابل هنگ کنگ , یکی از دو گل ما را بثمر رساند تا اینچنین , جبران کم کاری مهاجمان را نموده باشد . او در هنگ کنگ با یک ضربه سر هوشمندانه , روی ارسال محمدرضا عادلخانی , نخستین گل ما را وارد دروازه حریفان نمود . او مقابل کویت نیز فاصله ای با ثبت یک گل ارزشمند دیگر نداشت اما ضربه  سرش  با اختلافی ناچیز , از کناره ی دروازه طرابولسی به خارج رفت .     

 حسین کازرانی  * پرواز  خاطره انگیز حسین کازرانی عزیز در حضور دروازه بان کویت شیخ احمد طارابولسی ...

  ایران و کویت ( مسابقه رفت انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ ) استادیوم آزادی - ۶ آبان ۱۳۵۶

 

A long flight by Hossein Kazerani in front of Kuwaiti goalkeeper Sheikh Ahmad Khader Al-Tarabulsi

Iran VS Kuwait (1978 World Cup qualification) Azadi Stadium - Oct 28, 1977

==============================

 

 

  

پرویز دهداری

پرویز دهداری

* استاد پرویز دهداری  فینال تورنمنت بین المللی  کوروش کبیر )  امجدیه تهران - تیر ماه ۱۳۵۰

  اثری جاودانه از استاد علی کاوه عزیز 

 پرویز دهداری عزیز روی شانه دو مدافع توانمند تیم ملی منصور پورحیدری و مجید حلوایی و ۳۰ هزار هوادار که به نشانه ی قدرشناسی , یکصدا او را فریاد می زدند .

======================

 

 

 

 

 

  * پرویز دهداری و رمز و راز جاودانگی .......

   (  ۳ آذر ۱۳۹۹,  بمناسبت سال روز درگذشت معلم اخلاق )

 

   عزیزی که بارها  بازوبند تیم ملی  را  بر بازویش بسته , چند سال قبل در  گفتگویی خودمانی یکبار اشاره کرد : در این ۵۵ سال که  در فوتبال ایران حاضر بوده ام , همه جور اشخاصی را دیده ام ..... آنقدر که شاید در باورت نیز نگنجد اما بنظر من ,  دو نفر با سایرین تفاوت داشته اند . یکی از آنها پرویز دهداری است و دیگری ..... ( از آنجا که این مقاله در باب پرویز دهداری است , شاید صحیح نباشد که به نام فرد دوم اشاره شود )

 او سپس گفت : 

  این دو , بسیار سالم زندگی کرده اند به معنای حقیقی در تمامی وجوه .... اخلاق و رفتارشان , عملکردشان حتی نوع نگاهشان  به مسائل روزمره زندگی متفاوت بود  . آن رفتار و حرکتی  که برای سایرین چندان ظاهر بدی ندارد , برای این دو اما  ,  تحمل ناپذیر و حتی  گاهی غیر قابل باور بود  و من خودم بارها و بارها شاهد این ویژگی بوده ام . اگر بخواهم خلاصه تر بگویم , به معنای واقعی پاک و منزه بوده اند .  هیچگاه ندیده ام که از کسی چیزی برای خودشان در خواست کنند . هرگز و هرگز ... در حالی که افراد معمولی , هر که را سر راهشان می بینند , از انها درخواستی در جهت منافع خودشان دارند . و این  ویژگی یا همان "عزت نفس " شاخصه ی  این بزرگان بود . 

 

  اکنون ۲۸ سال است که از درگذشت پرویز دهداری  میگذرد  اما , همچنان در قلب و روح علاقمندان  جای دارد کمتر چهره ای را در ورزش ایران  میتوان یافت که پس از سه دهه , نامش اینچنین بر زبانها جاری باشد  ....  ارتباطی که در واقع   مرهون سه عامل  بوده است . ابتدا فوتبال , دوم  منش و سوم پایبندی  به اصول  . سه عاملی که  او را  به یک شاهینی اصیل و دوست داشتنی برای تمامی نسلها تبدیل کرد   .

 

پرویز دهداری

 

  پرویز دهداری  تنها یک بازیکن پایبند به اخلاق و یا یک ستاره ی درخشان و موفق در چهارچوب قوانین رایج درون مستطیل سبز نبود ...  او وجه مشترکی از هر دو اینها ( ستاره و اخلاق )  با جوهر مایه ای از پایبندی به اصول انسانی و اخلاقیات بود   . بنابر این او  از موارد بسیار نادر در تاریخ یکصد ساله فوتبال ماست که از هر نظر جایگاهی والا دارد  و چنانچه قصد داشته باشیم ,  قدری دقیقتر عملکرد دهداری را  طی ۳۷ سال حضور مستمر  در فوتبال ایران بررسی نماییم , می بایست آن را  در دو بخش جداگانه  ( بازیگری و مربیگری ) مورد نقد و بررسی قرار داد .   

 

 

=======

 ۱ )   بازیگری ... 

 دوران درخشان بازیگری  استاد پرویز دهداری در  حدود سیزده سال تداوم یافت و چنانچه دچار مشکل مصدومیت نمیشد ,  این دوره  چند سالی دیگر نیز ادامه می یافت . او نخستین بازیکن تیم ملی ایران است که غیر تهرانی  بود . در واقع  اوست که  ابتدا , مسیر را برای شهرستانیهای تیم ملی باز کرد . پرویز دهداری , نوجوانی اش را در کوچه و پس کوچه های آبادان  سپری نمود و  با درخشش در تیم فوتبال جم ( شاهین آبادان ) در سطح استان خوزستان  مطرح شد و سرانجام , با پیوستن به باشگاه شاهین تهران , صاحب جایگاهی والا در فوتبال ایران دهه ۳۰ شمسی شد . او طی این سیزده سال به چنان درجه ای از شهرت و محبوبیت دست یافت که   بارها و بارها  , روی شانه های علاقمندانش جای گرفت ..... آنچه که آن روزها , حتی یکبار تجربه کردنش  , برای دیگران  رویا  بود , برای او بارها و بارها اتفاق افتاد و این شاید مهمترین تفاوت او با سایرین در دوران بازیگری  باشد  . بمرور  عشق و علاقه به او که کاپیتان شاهین و تیم ملی بود  , تبدیل شد به نوعی ابراز وفاداری به انچه که اعتقاد مردم بود و شاهینی که روز بروز با او در آسمان فوتبال ایران اوج میگرفت ....

  یکبار هنگام  مسابقه بیادماندنی سال ۱۳۴۱مقابل تیمی از آلمان تحت عنوان ( برلین غربی ) بود  هواداران مشعوف از  بازی دلچسب تیم ملی ,  دهداری روی دستانشان گرفتند و با او  دور افتخار زدند . آن روز اما او و آقا بیوک براستی که گل کاشته بودند . ترکیب پرویز دهداری و بیوک جدیکار در ترکیب خط حمله تیم ملی , بهمراه دو جوان آینده دار  همایون بهزادی و حمید شیرزادگان , ایران را به حضور موثر و موفق  در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۶۴ بسیار امیدوار ساخته بود . 

  تنها چند روز بعد از آن ,  فوتبال ما میزبان تیم قدرتمند  باشگاه بانیک استراوا از چکسلواکی بود که با ستاره ای بین المللی , بنام توماس پوسیپیخال ( Tomáš Pospíchal ) برای انجام چند مسابقه دوستانه به ایران آمد و  یک مسابقه  جذاب و نفسگیر را مقابل شاهین در امجدیه برگزار کرد . در پایان آن روز نیز پرویز دهداری روی دوش صد ها علاقمند به رختکن رفت . آن روزگار , فوتبال ایران با نام دهداری معنا می گرفت و در پایان  سال ۱۳۴۲  , از سوی هفته نامه کیهان ورزشی , بعنوان چهره برگزیده سال فوتبال ما انتخاب شد .  

 

پرویز دهداری

* کاپیتان پرویز دهداری در پایان مسابقه شاهین با تیم بسیار قدرتمند استراوا چکسلواکی ..... امجدیه - بهمن ۱۳۴۱

=============================== 

 

  سه ماه بعد از آن اما پرویز دهداری در کانون یک روز تاریخی دیگر بود .... آن روز کاپیتان محبوب شاهین نه برای قهرمانی , بلکه برای اثبات حقانیت شاهین میجنگید ....... چهار سال متوالی  بالهای شاهین محبوب , دیگر آنگونه که باید توان پرواز نداشت و رقبا با تکیه بر امکانات و روابط , صاحب جامها و عناوین متعدد شده  بودند . 

 فینال جام حذفی باشگاه های تهران در سال ۱۳۴۲ , همان روزی شد که علاقمندان شاهین سالها در انتظارش بودند . شاهین با تکیه بر جوانانی شایسته همانند شیرزادگان , بهزادی , نوروزی , جاسمیان  ...... یکبار دیگر  سر به آسمان فوتبال ایران سائید  ولی نام کاپیتان , بیش از هر نامی دیگر در مرکز این مجموعه   , مورد توجه قرار داشت . 

 روز فینال مسابقات حذفی , هواداران شاهین در ورزشگاه امجدیه , جشنی بزرگ و تاریخی بر پا کردند .... آنها آن روز آنقدر ستاره های شاهین را تشویق کردند که فردایش , صدای سران فوتبال ما بلند شد که چرا تماشاگران , فقط به شاهینی ها محبت دارند ؟ ؟  ؟ !!! آخر شاهین یگانه عشق مردم بود .... شاهین برای آنها فقط و فقط یک تیم فوتبال نبود بلکه بسیار فراتر از آن بود .    

 دکتر مهدی خبیری که از شاگردان پرویز دهداری در باشگاه گارد و هما می باشد از تجربه خویش در رابطه با رقابتهای انتخابی ۱۹۶۴ توکیو و میزان محبوبیت پرویز دهداری در جامعه آن روز و بویژه قشر جوان  , در کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ,  چنین مینویسد :

 سال ۱۳۴۳ در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو , نام بازیکنان تیم ملی در میان مردم بسیار سر زبانها افتاده بود و پرویز دهداری , حمید شیرزادگان و همایون بهزادی سه چهره بسیار مشهور آن زمان شده بودند و دهداری بعنوان کاپیتان بازیساز , ذهن ما جوانان آن زمان را بیشتر به خویش معطوف کرده بود . اگر چه در ان دوران رشته والیبال در کوچه و پس کوچه های شهر بسیار رایج بود و اغلب بچه های محل را با یک ریسمان و توپ پلاستیکی به خود مشغول کرده بود , ولی بیکباره فوتبال چهره شد و همگی نا خواسته به سمت تشکیل تیم و بازی در زمین های خاکی اطراف تهران کشیده شدیم . در اطراف محل ما در قسمت جنوب پارک شهر یک زمین آسفالت بزرگ بود که در آنجا فوتبال بازی میکردند اما برای ما چندان جذابیت نداشت . تا آنکه سخن از فوتبال در میان بچه های محل بیشتر و بیشتر شد و ان هنگامی بود که تیم ملی توانست در مسابقات انتخابی المپیک بر تیمهای پاکستان و عراق غلبه کند . بیاد دارم که تمام بچه های محل در مورد ان بازی ها صحبت میکردند . نام دهداری بعنوان کاپیتان تیم ملی , بویژه هنگام مسابقه رفت و برگشت مقابل پاکستان و عراق بیش از هر نام دیگر در میان  جوانهای آن روزگار جاری بود . 

     

پرویز دهداری * تیم ملی ایران و رقابتهای انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو ..........  لاهور - ۱۲ آبان ۱۳۴۲

Iran National Team ( Team melli ) - 1964 Olympic Qualifiers .... Lahore - Nov 1963

=========================

 

  و اما فینال جام حذفی با دو گل پرویز دهداری و همایون بهزادی در شرایطی بسود شاهین خاتمه یافت که حریفشان ان روز ,  مجموعه ای از بهترین بازیکنان چند باشگاه قدرتمند را بهمراه داشت . ستاره هایی که تحت عنوان تیم فوتبال شهربانی , آمده بودند تا شاهین را در مقابل چشمان هوادارانش , ناکام سازند . در ثانیه های پایانی مسابقه , فضای امجدیه از شدت شور و هیجان  به حد انفجار رسیده بود و پس از سوت داور که به معنای پایان مسابقه بود , هواداران شاهین همچنان در ورزشگاه باقی مانده بودند . شعار همه جا شاهین و شاهین قهرمان و همچنین شعار بچه ها متشکریم .....  یک لحظه از سوی سکوهای امجدیه قطع نمیشد . گروهی از تماشاگران از آبادان به تهران آمده بودند تا در این جشن بزرگ سهیم باشند . عده ای نیز در خارج از استادیوم به انتظار شنیدن سوت پایان بودند چرا که بر اثر کثرت استقبال و کمبود گنجایش ورزشگاه , آنها راهی به درون نیافته بودند . 

 پس از اهدا جام , هواداران شاهین که از خود بیخود شده بودند ,  ستارگان خود را یک به یک بر دوش گرفته , شادی کنان آنها را تا بیرون درب امجدیه روی دوش گرفتند و طبق معمول کاپیتان پرویز دهداری پیشاپیش آنها , در حالیکه جام قهرمانی را بر دست داشت از استادیوم خارج شد .

 

پرویز دهداری

* پرویز دهداری عزیز  با کاپ مسابقات جام حذفی تهران ......... امجدیه - خرداد ۱۳۴۲

Parviz Dehdari Winner of Tehran Hazfi Cup ... Amjadieh - May, 1963

========================

 

 پرویز دهداری در مورد آن روز چنین میگوید :

 آن روز خاطره انگیز ممکن نیست از خاطرم برود . آن روز نقطه اوج همبستگی شاهین و مردم کوچه و خیابان بود . مردمی که با چشمانی خیس از شوق شادی همه مشکلات زندگی خود را با قهرمانی شاهین به فراموش سپردند . چیزی در اختیار ما نبود و گویی سوار بر موج حرکت میکردیم و چشمانم این همه عشق و علاقع خالصانه ام را باور نمیکرد . یک لحظه بر گشتم پشتم را ببینم و دیدم سایر بچه ها هم بر دوش هواداران , شرایطی چون من دارند . آن روز بچه ها نبودند که بر دوش مردم قرار داشتند بلکه , شاهین بزرگ بود و در آسمان پرواز مینمود . 

( نشریه اطلاعات ۱۳۴۳ - کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ۱۳۹۶ )

 

 جشن پایکوبی هواداران شاهین تا پاسی از شب در خیابان های اطراف ادامه می یابد . این قهرمانی چند ماه بعد, سبب ساز درخشش تیم ملی ایران در راه صعود به بازیهای المپیک شد . چرا که مربی وقت تیم ملی  حسین فکری , استخوان بندی تیم را بر اساس ستاره های جوان شاهین و کاپیتان با تجربه آنها پرویز دهداری انتخاب کرد . 

 یکی از باشکوه ترین خاطرات شاهین و هوادارانش , کسب عنوان قهرمانی در مسابقات باشگاه های تهران سال ۱۳۴۴ می باشد . در آن روزها شاهین به اوج محبوبیت خود رسیده بود و پیوستن و جا افتادن جوانانی با استعداد طراوتی دو چندان به بازیهای این تیم بخشیده بود و نقش پرویز دهداری در هفته سوم بیشتر نمود پیدا کرد . همانجایی که چیزی نمانده بود , دوباره مشکلات کمر شاهین را بشکند . این مسابقات با اقتدار تیم شاهین آغاز گردید و آتش بازی همایون بهزادی و حمید شیرزادگان در کنار حضور موثر ناظم گنجاپور و پرویز دهداری شکست سنگین چهار بر صفر را بر تیم مدعی پاس تحمیل میکند اما در مسابقه دوم و در نهایت شگفتی در یک غافلگیری , با نتیجه ۴ بر ۱ مغلوب یکی از رقبای سنتی خود ( دارایی ) میشود . شکستی که در تمرین دو روز بعد از مسابقه نیز آثارش در چهره شاهینی ها مشهود بود . 

 اختلاف بین دو ستاره تیم چیزی نمانده بود به جاهای باریک بکشد که نفوذ دهداری و صحبت هایش آرامش را به تیم بازگرداند اما تیم دارایی که یک نتیجه رویایی مقابل شاهین بدست آورده بود , خود مغلوب پاس شد تا اینگونه توازون در امتیازات میان سه تیم شاهین , پاس و درایی حفظ گردد . و تساوی پاس با عقاب و پیروزی دو تیم شاهین و دارایی برابر حریفان , پاس را عقب انداخت . هفته بعد تاج که دراین فصل چندان درخشان نبود , موفق به شکست دارایی , رقیب اصلی شاهین شد و در همان هفته شاهین در دیداری تماشایی با نتیجه ۳ بر ۲ بر عقاب غلبه نمود تا طی هفت هفته از شروع مسابقات , فاصله امتیازات شاهین با نزدیکترین رقیب به عدد ۴ برسد . حال تنها امید رقبا برای متوقف کردن شاهین , مسابقه حیثیتی این تیم با تاج بود اما , شاهینی ها در یک دیدار نزدیک توانستند با نتیجه ۲ بر ۱ بر تاج غلبه کنند . تا دو هفته مانده به پایان , تا حدودی خیال هواداران شاهین از بابت قهرمانی آسوده کرده باشد . دو پیروزی برابر شعاع و تهرانجوان در روزهای آخر , قهرمانی باشگاه های تهران را برای شاهین و کا\یتان دهداری به ارمغان آورد که با این عنوان ,  پرونده دوران بازیگری دهداری در فوتبال باشگاهی ایران ( بجز یکی دو مسابقه ی دوستانه ) برای همیشه بسته شد . 

 

 

 

=======

 ۲ )  مربیگری

 دوران مربیگری پرویز دهداری  در حدود ۳۰ سال تداوم یافت بسیار زود آغاز شد   ..... از همان روزها که تیمی بنام جم آبادان رشد کرد و قوام گرفت .... شاید سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ .... او در حالی که تنها۲۵ یا ۲۶ سال داشت همزمان , بازیکن , مربی و کاپیتان تیم جم بود , . استاد حمید جاسمیان در این رابطه چنین میگوید :

وقتی که ما تیم جم را تشکیل دادیم , همه اختیارات آن در دست پرویز دهداری بود . او مربی , کاپیتان و بزرگتر ما بود و  در یک جمله همانند پدر یا یک برادر بزرگ برایمان بود .  بایستی اشاره کنم که اگر پرویز دهداری آن روزها با ما نبود , امکان نداشت که من و دیگر بچه های جم , صاحب آن موفقیت ها و ان جایگاه  که به ان دست یافته ایم  بشویم . ما بچه های آبادان , جملگی به او که استادمان می باشد , مدیون هستیم .

 

حمید جاسمیان

* تیم فوتبال جم ( شاهین آبادان )  با رتبه نخست مسابقات قهرمانی کشور - ساری ۱۳۳۹ 

 استاد فقید پرویز دهداری (  سوم از راست )  در ۲۸ سالگی مربی تیم قهرمان ایران 

عزیزان از راست : 

گارنیک گریگوریان - حمید جاسمیان - پرویز دهداری ( مربی ) - بهمن فتحی - حمید برمکی - رضا علمداری - باقر ترابی - ؟  -  غلامرضا صفریان - بیژن کوهزاد - منوچهر سالیا و فرج شاعری

==============================

 

  در دهه ۴۰ شمسی , پرویز دهداری برای مدتی هدایت تیم فوتبال شاهین را بر عهده گرفت و سپس نخستین سرمربی باشگاه پرسپولیس شد . او اولین مربی سرخپوشان در جام باشگاه های آسیا نیز می باشد اما , شاخصترین بخش های مربیگری استاد را می توان  از سال ۱۳۴۸ به بعد , جستجو نمود . هنگامی که باشگاهی نوین بنام لشگر یکم گارد را با تعدادی جوان کم نام و نشان تشکیل داد و آن را به یک تیم خوشنام  , تبدیل کرد . چند سال پس از ان ,  همان تیم  تحت حمایت شرکت هواپیمایی ملی ایران به هما تغییر نام داد و در مسابقات لیگ سراسری ( جام تخت جمشید ) به یک تیم هجومی و مدعی برای کسب عنوان قهرمانی تبدیل شد .

 یک بخش دیگر از موفقیتهای استاد در قامت یک مربی توانمند , با تیم ملی ایران در یک محدوده زمانی هجده ساله شکل گرفته است . او  نخستین بار در سال ۱۳۵۰ مسئولیت تیم منتخب ما را که آن روزگار " تهران " نام داشت , پذیرفت و با وجود یکسری محدودیت های زمانی و تدارکات و غیره .... آن تیم را قهرمان تورنمنت بین المللی جام کوروش  نمود . گر چه که آن روز ها استاد , بدشواری این مسئولیت را پذیرفت و کار و فعالیت با تعدادی جوان را در قالب تیم گارد را ( که هیچگونه منفعت مادی نیز برای او نداشت )  به پذیرفتن این مسئولیت ترجیح می داد  اما , در نخستین تجربه مربیگری با ستاره های ملی نیز  , بسیار موفق عمل کرد و با پیروزی در فینال مقابل نماینده ی رومانی , بار دیگر در امجدیه  روی دوش علاقه مندانش دور افتخار زد . 

 

پرویز دهداری

* پرویز دهداری و هدایت تیم امید  در جشنواره تولون ....   اردیبهشت ماه ۱۳۵۷

همانگونه که نمایان است " انظباط  " مهمترین ویژگی  تیمهای تحت هدایت پرویز دهداری بود .

===========================

  

  او سپس تیم ملی را در راه صعود به المپیک ۱۹۷۲ مونیخ همراهی کرد ودر این بخش نیز همانند دوره پیشین ,  موفق عمل نمود  و همزمان با این موفقیت ارزشمند , تیم ملی تحت مدیریت او قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۷۲ شد .  متاسفانه اما از این پس , بدلایلی همکاری او با تیم ملی تداوم نیافت ..... پس ازانقلاب اسلامی نیز استاد , برای مدتی سکان هدایت تیم ملی را پذیرفت .

 

 او هنگامی  این مسئولیت را قبول کرد که فوتبال ملی با مشکلات عدیده ای دست بگریبان بود  . بعنوان مثال شان و جایگاه مربی تیم ملی در برابر عملکرد و خواسته بازیکنان تا حدود بسیار کاهش یافته بود و از سوی دیگر در اردوی های تیم ملی ,  نظم و انظباط در پایین ترین سطح قرار داشت . بنابر این او  کسی نبود که با وجود این دو مسئله  کنار بیاید . پس به شیوه خویش , به اصلاح امور تیم ملی اقدام کرد که نتیجه اش نیز بسیار موفقیت آمیز بود . او هرگز تن به بازیکن سالاری  نداد و  شجاعانه مقابل اش ایستادگی نمود . برای او بازیکن تهرانی و شهرستانی جندان تفاوتی نداشت و تا آنجا که میسر بود , ترجیج میداد تیم ملی  , مجموعه ای از بازیکنان سراسر ایران باشد .   پرویز دهداری پس از سالها ,  ساختار تیم ملی را تغییر داد و بجای آن   یک نسل نو و تازه را برای تیم ملی پی ریزی کرد . نسلی که تا  سالهای سال  فوتبال مان از وجود اش  بهره مند شد . 

  دیگاه پرویز دهداری در بخش مربیگری با تمامی مربیان تاریخ تیم ملی تفاوت داشت ... در قاموس او , معیار ها متفاوت بود آنچنان  که در زمین چمن , پایبندی به اخلاق و نظم بر هر چیزی تقدم داشت و بر همین پایه , شاگردانش تشویق و تنبیه میشدند . از دیگاه دهداری این بردن  نبود که مستحق پاداش باشد و یا باختن مستوجب تنبیه .... بلکه شاگردانش ,  بیشتر بجهت انجام دادن کار صحیح و یا ترک نمودن آن , تشویق و تنبیه میشدند و این یکی از مهمترین ویژگی های مربیگری استاد بود . 

  

پرویز دهداری

* پرویز دهداری , جایزه ی یک نوجوان قهرمان را  اهدا میکند ....... اسفند ۱۳۵۹

  زنده یاد ناصر حجازی نیز در تصویر حضور دارد .

=======================

   

  در کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ,  در این رابطه چنین اشاره میشود :

تیم ملی فوتبال کشورمان می بایست در بازی های آسیایی ۱۹۸۶ سئول شرکت میکرد . پرویز دهداری بعد از سالها حاضر شده بود فعالیت حرفه ای در مربیگری داشته باشد . بازیهای آسیایی ۱۹۸۶ سئول همان بازیهایی بود که تیم ملی در ارکان مدیریتی و بضاعت انسانی دچار اختلاف شد و بازیهایی که فوتبال ما را محکوم به استعفای ۱۴ ستاره فوتبال کرد هم از استعفای ۱۴ ستاره مینویسند و از ان یاد میکنند در حالی که حوادثی که در بهار سال ۶۵ شروع شده بود و منجر به جدایی ۱۴ نفر شد جذابیت های تاریخی دارد . که فعلا از آن صرف نظر میشود .

  از سال اول انقلاب رفته رفته عوارض تعطیلی لیگ سراسری , خودش را به شکل مرگ تدریجی فوتبال شهرستانها نمایان کرد . تعطیلی لیگ بجز مرگ فوتبال شهرستانها , موجب کوچ ستاره های شهرستانی به فوتبال تهران شد اما از سال ۶۵ فوتبال شهرستانها با عملکرد دهداری دوباره به راه افتاد . در بهمن ماه سال ۶۴ تیم ملی فوتبال ما , در مسابقات بین المللی جام فجر با تیمهای قدرتمندی پنجه در پنجه انداخته بود . 

 

پرویز دهداری

* استاد پرویز دهداری و روزهای نخست پذیرش هدایت تیم ملی  .... چین -  خرداد ماه ۱۳۶۵

 درب ورودی هتل محل اقامت تیم ملی

==========================

 

  سرمربی آن روز فریدون عسگر زاده بود مردی که بخاطر اختلاف با مسئولین استعفا کرد . فدراسیون فوتبال اینبار سراغ پرویز دهداری رفت . دهداری به شرط آنکه تمام تیمهای فوتبال ملی از جمله بزرگسالان , جوانان و نوجوانان در اختیار او باشد هدایت تیم ملی را پذیرفت . دهداری فهرست بلند بالایی از مربیان را اعلام کرد تا در تیمهای ملی مختلف فعالیت کنند . در آن فهرست نام رضا وطنخواه , مهدی مناجاتی , نائب روئین دل , بهمن صالح نیا , محمد برزمهری و ..... دیده میشد . دهداری تیمی را تحویل گرفت که طی سالهای ۶۳ و ۶۴ یک ترکیب کلی داشت در ان دو سال مردانی چون احمد سجادی , برادران بیانی , پنجعلی و حاجیلو , فنونی زاده , درخشان , عربشاهی ..... در ان حضور داشتند . دهداری که صاحب دیدگاه های خاص خود بود با دعوت نفراتی چون سیامک رحیم پور , حسین مسگر ساروی ,  سیستم تیم ملی را تغییر داد و در حالی که بسیاری از مردان فوتبال ما در تهران حاضر و آماده بودند ,  آنها را به بازیهای آسیایی  برد .

 دهداری بی توجه به این ۶ نفر ( حمید علیدوستی , امیر قلعه نوعی , رضا احدی , جعفر مختاری فر , محمد حسن انصاری فرد , بهروز سلطانی )  تیم ملی را به سئول برد . آنچنان که میدانید در این تیم چهارده بازیکن استعفا دادند و فقط مجید رضایی , حسین مسگر ساروی , سیامک رحیم پور , سیروس قایقران , نامجو مطلق و کریم باوی حاضر نشدند زیر برگه استعفا را امضا کنند . تیم تازه ای شکل گرفت و تیم تازه ی دهداری پر بود از نامهایی که برای اولین بار ملیپوش شده بودند همانند جواد زرینچه , صمد مرفاوی , مجتبی محرمی , سید محمد علوی , علیرضا اسدی , مهدی فنونی زاده .....  

 

پرویز دهداری

 

 و هنگامی که آن تیم در مقدماتی المپیک دو بر یک بر تیم ملی کویت در بازی اول در قطر به پیروزی رسید , تیم ستاره های ما یک سال قبل برابرش , یک بر صفر مغلوب شده بود . دهداری هم دیگر حاضر به دعوت دوباره بازیکنان استعفا دهنده نگردید البته در اوایل سال ۶۷ مرتضی فنونی زاده , احمد سجادی و ضیا عربشاهی هم استعفا خود را پس گرفتند ( روزنامه شرق دهداری اسطوره ای که منت نمی کشید -  شهریور ۱۳۹۱ )

 

 ستارگان تصور میکردند که مسئولان فدراسیون فوتبال از آنها حمایت کرده و کادر فنی تیم ملی فوتبال را کنار میگذارند و مربیان جدیدی بجای آنها منصوب میکنند اما این اتفاق هیچگاه رخ نداد و مسئولان فدراسیون , مربیان تیم ملی را ابقا کردند . البته چند ماه بعد علی محمد مرتضوی رئیس وقت فدراسیون فوتبال دهداری را از کار بر کنار کرد . اما رئیس سازمان تربیت بدنی که می دید مرتضوی مطابق خواست او عمل نکرده او را از کارش بر کنار کرده و محمد رضا پهلوان را بجای او منصوب کردند . و دهداری را در مسئولیت قبلی ابقاء کرد .    

 پرویز دهداری

 

 آخرین درون مایه در مورد ویژگیهای رفتاری پرویز دهداری , رسیدگی به محرومان است . درون مایه ای که نشان از توجه او به مسئولیتهای اجتماعی بعنوان یک الگوی ورزشی دارد . این ویژگی رفتاری بنظر میرسد در ادامه ی همان اصل مردمی بودن در اصول مکتب دهداری و ویژگی شخصیتی دگر خواه بودن ایشان بوده است . دارایی هایش را میان محرومان تقسیم مینمود  و سعی داشت تا سطح زندگی اش را با قشر پایین جامعه تطبیق دهد . درب خانه اش همواره باز بود بویژه به روی آبادانی های مستضعف ... در باب او گفته میشود هنگامی که تیم املی سوم شد به بچه ها خانه و ماشین دادند اما پرویز نه خانه را گرفت و نه ماشین را . گفت به فلانی دهید که تازه تشکیل خانواده داده است . در رابطه با تقبل هزینه تحصیل افراد نیز یکی از شاگردان استاد گفت :

  از خصوصیات آقای دهداری یکی همین بود . حتی هزینه تحصیل بعضی از بچه های ما را هم ایشان تقبل میکردند . دست به خیر داشت ولی هرگز اجازه نمی داد کسی متوجه آن شود ... گاهی دانشجو های کم بضاعت را تحت  حمایت مالی خود قرار میداد و .... و ..... و .....

 

  روحش شاد و یادش همواره گرامی باد ....

 

 

 

 

=======================

 با سپاس فراوان از : 

* دکتر محمد خبیری و مهدی غفوری یزدی ( کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال)

* استاد علی کاوه 

 

 

 

 

 

 

پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -          

منچستر یونایتد و لیورپول

منچستر یونایتد * هوادران وفادار و همواره پر شور یونایتد ....      شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۵۰

 اثر استاد ماساهیده تاماکوشی عزیز / Photo by Masahide Tomikoshi

=====================

 

 دو شهر فوتبال خیز  منچستر و لیورپول ,  اشتراکات بسیار با هم دارند . هر دو از بازیگران اصلی در آغاز انقلاب صنعتی قرن نوزدهم هستند  ، لیورپول به عنوان قطب بزرگ حمل و نقل و منچستر به عنوان یک کلانشهر تولیدی , دارای نقشی عمده در مسیر توسعه کشور انگلستان می باشد . حتی یکی از اولین خطوط ریلی ( راه اهن ) در جهان در سال ۱۸۳۰ ما بین این دو شهر ساخته شد و از سوی دیگر  تأثیرات عمیق آنها در موسیقی و فرهنگ نیز به خوبی بر همگان آشکار است . از نظر فوتبال نیز ، هر دو شهر نیز ( با احترام به هواداران سیتی و اورتون ) اما بنوعی قرمز بسیار زیاد و پر رنگ محسوب میشوند . آنها با افتخار می توانند ادعا کنند که هر دو در طول تاریخ , از موفق ترین باشگاههای  کشورشان هستند ، با بزرگترین پایگاه هواداران ...

 یونایتد و لیورپول علاوه بر افتخارات بسیار ,  باخت و تراژدی های  فراوانی را نیز تجربه کرده اند ..... و در حالی که مربی افسانه ای شیاطین " مت باسبی " با پنج عنوان قهرمانی لیگ ، دو  جام حذفی و یک جام اروپایی و اولدترافورد  را به اوج افتخار رساند اما  ،  روزگاری  کاپیتان لیورپول بوده است . با اینحال اما انها یک وجه اشتراک دیگر نیز با هم دارند ...

 

  یک بار از پدرم پرسیدم آیا تا به حال بازی کردن جورج بست را در روزهای اوج دیده است؟ و او در پاسخ گفت : بله در مسابقات لیگ و بازی  منچستر یونایتد و آرسنال در آغاز فصل ۱۹۷۱/۷۲.

پرسیدم اولدترافورد یا هایبری؟

و او در پاسخ گفت : آنفیلد !!!!!!! 

 

  و سپس توضیح داد که توضیح داد که چگونه در ان جمعه شب  آگوست ۱۹۷۱ , یونایتد در شهر لیورپول  با ستاره های بزرگش همانند جرج بست ، بابی چارلتون ، برایان کید ، الکس استپنی و دیگران .... حاضر شد ، تا از آرسنال میزبانی کند .. هنگامی که به شرح مسابقات ان فصل رجوع کردم , دریافتم که حافظه اش اشتباه نکرده است .  شیاطین سرخ آنشب , آنفیلد  را به عنوان ورزشگاه خانگی انتخاب کردند تا یکی از رویداد های نادر در تاریخ فوتبال باشگاهی جزیره ثبت گردد . البته فقط و فقط برای یک شب. \\\

   پس از آنکه تماشاگران یونایتد در پایان مسابقات دوره قبل  ، مشکلاتی را پدید آورده بودند , مسئولان برگزار کننده  , آنها را از امتیاز برگزاری دو مسابقه خانگی در ابتدای فصل ۷۱/۷۲  محروم کردند . یکی از آن دو مسابقه در استوک سیتی و استادیوم ویکتوریا گراند بود و دیگری در آنفیلد . علی رغم این رای و مجبور کردن یونایتد به بازی  در خارج از اولدترافورد ، هواداران یونایتد واکنش تندی نشان دادند و صدها جوان هوادار یونایتد ,  قبل از آغاز مسابقه و به نشانه اعتراض  به زمین مسابقه هجوم اوردند و با دویدن از این سو به ان سوی زمین , اعتراض خود را به مسئولان برگزار کننده نشان دادند . این حرکت اما در پایان به اخراج آنها از ورزشگاه و محروم شدن از تماشای مسابقه مذکور , منجر شد . 

 

جرج بست

* جرجی کبیر در جمع مدافعان فولهام , آقایی میکند ....     لندن - ۱۷ مرداد ۱۳۵۰

=======================

 

 البته این آخرین بار نبود که یونایتد و هوادرانشان , ناچار  به میزبانی خارج از خانه شدند ..... در فصل ۱۹۷۷ نیز آنها برای مسابقه دور برگشت از سری رقابتهای جام برندگان جام برابر سنت اتین به شهر پلیموث رفتند .  ......