A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مجارستان و برزیل ۱۹۶۶ ( جام جهانی )

Hungary  Brazil 1966

* مجارستان و برزیل ( جام جهانی ) ..................                 گودیسون پارک - جمعه ۲۴ تیر ۱۳۴۵

Hungary vs Brazil (World Cup) .... Goodison Park - Friday, July 15, 1966

===========================

 

 

 هنگامی که سخن از فوتبال مجارستان بمیان می آوریم , حتما میبایست با احترام فراوان توام باشد .... چرا که روزگاری , سرآمد فوتبال جهانیان بودند , اگر چه که دیگر سالها , نشانی از ان شکوه و جلال باقی نیست و جای اش را , یک فوتبال درجه ۲ و گاه درجه  ۳ اروپایی گرفته است .... و بویژه  فوتبال ما , که بسیار وامدار سبک فوتبال مجارستان است . حضور یک مربی آگاه مجاری بنام  " فرنس مساروش " در واپسین سالهای دهه ۳۰ شمسی , سبب شد تا فوتبال ابتدایی و کم رمق  ایران بیکباره در مسیر صحیح  پیشرفت و توسعه , گام بردارد و سپس در میانه ی دهه ۴۰ شمسی , حضور یک مربی دیگر مجاری بنام " گئورگی سوچ " موجب ان شد تا بکلی از رقبای منطقه ای خود فاصله گرفته و به یک قدرت درجه اول قاره ی تبدیل شویم . در اینده اما بیشتر به نقش کلیدی این دو مربی شایسته و  توانمند , اشاره خواهیم نمود و اما , شرح یک روز بیادماندنی در تاریخ جام جهانی  ....

 

 کیهان ورزشی مینویسد :

شصت هزار تماشاگر در ورزشگاه گودیسون پارک , هرگز این مسابقه ی جذاب و خارق العاده را که مشاهده کرده اند , فراموش نخواهند کرد . یک نمایش کامل  , با حضور ۲۲ بازیگر هنرمند که بسختی بتوان مشابه اش را در عصر و زمانه ی ما  بروی یک زمین فوتبال مشاهده کرد . مجارها , نتیجه شگفت انگیزی را با شگست دادن برزیل ( قهرمان جهان ) بدست آوردند . نتیجه ای که ما را به یاد پیروزی ۱۳ سال پیش آنها , مقابل انگلستان می اندازد . آنها ۱۳ سال پیش در همین جزیره , انگلستان را در خاک خودش شکست دادند و این نخستین مرتبه ی بود که تیم ملی انگلستان در خاک خودش مغلوب یک تیم خارجی میشد . تنها نکته منفی  اما , غیبت پله در ترکیب برزیل بود .... ولی  اگر او نیز  حضور داشت , میتوانست مانعی بر سر راه کسب موفقیت یک مجارستان سرا پا انگیزه باشد ؟ ....  تیمی که بازی گروهی اش در تمام طول این مسابقه  ,  چشمگیر بود آنگونه که  حیرت  تمام کارشناسان را بر انگیخت ...

 

 

 اکیپ مینویسد :

 

همچنانکه انتظار میرفت , مجارستان و برزیل یکی از شگرفترین لحظه های تاریخ فوتبال را در لیورپول , نمایش دادند سالها بود که چنین فوتبال تعرضی ( تهاجمی ) با چنین روشنایی و وضوحی و چنین پاکی و خلوصی  در زمینهای فوتبال , بازی نشده بود . 

 

مجارستان و برزیل ۱۹۶۶ جام جهانی

  

  فوتبالدوستان انگلیسی , میزبانان جام جهانی ۱۹۶۶ , ماهها بود که در رویاهای خویش ,  فینالی را مجسم میکردند که در دو سوی آن انگلستان و برزیل ( فاتح دو جام جهانی متوالی  ۱۹۵۸ و ۱۹۶۲ ) قرار دارد . بنابر این برای هر بریتانیایی فوتبالدوست , طلایی پوشان برزیل مهمترین و بلند ترین مانع بر سر فتح جام زرین  بشمار می آمدند و هر انچه که میتوانست سد راه موفقیت و صعود برزیل باشد , شیرین و  دلپذیر جلوه مینمود  . بر این اساس  تماشاگران حاضر در  گودیسون پارک ,  یکپارچه حامی مجارستان بودند .    

 

  کیهان ورزشی مینویسد :

 اما هیجان و شگفتی از دقیقه ۲ آغاز شد . و تیم مجارستان همانند یک بوکسور  از همان ابتدا روی دقایق مسابقه , برنامه ریزی کرده بود . فرنچ بنه ( Ferenc Bene ) خالق این صحنه , پس از سه دریبل پی درپی و پشت سر گذاشتن پائولو هنریک ( Paulo Henrique ) و فریب دادن وی , با خونسردی بسمت دروازه برزیل رفت . او انقدر این حرکت را سریع و راحت انجام داد که هیچکس گمان نمیبرد , وی به تنهایی قصد فتح دروازه گیلمار (  GILMAR )  را کرده باشد . اما " بنه " مصمم بود و گیلمار هنگامی بخود امد که ,  تور سمت چپ دروازه اش میلرزید .       

  این فستیوال بزرگ مجاری , باید شکوه بیشتری میگرفت و مجارها میتوانستند این برتری را  فزونی دهند و در اینجا بود که انها ناگهان خود را با گیلمار , گیلمار بزرگ که در دو جام جهانی حاضر بوده است , روبرو یافتند . 

  

*  یک نتیجه از توستائو ...

  با ذکر این مطلب لازمست ببینیم که گل تساوی برزیل چگونه بدست آمد در دقیقه ۱۵ توستائو که بجای پله در تیم بازی میکرد , افتخار مساوی کردن نتیجه  را بدست اورد . این تساوی در حالیصورت گرفت که ضربه آزاد مستقیم توسط لیما زده شده بود و دفاع مجارستان نتوانست ان را بخوبی دفع دفع کند و در نتیجه توپ پیش پای توستائو افتاد و شوت جانشین پله , تیم او را از وضعی که داشت خلاص کرد زیرا در عرض ۴۵ دقیقه اول , برزیل دچار یک عقده روحی بزرگ بود . و بجز یک مورد دیگر موفق نشد که موقعیت گل بیافریند .

 اشتباه نشود این برزیلی ها نبودند که بد بازی میکردند , بلکه این مجارها بودند که انها را با ارائه  فوتبالی استثنایی , سحر کرده بودند و تمام نیمه اول را با برتری اداره میکردند . 

در نیمه دوم , بازی از هر جهت شکل دیگری پیدا کرد . مردم بطرز آشکاری مجارها را تشویق میکردند و همه ارزو داشتند که مجارستان برنده ی نیمه دوم باشد . پیش از بحث در مورد نیمه دوم , این سوال پیش می آید که اگر مجارها با بدشانسی مواجه نبودند چه اتفاقی می افتاد . مجارها در این چند روز مرتب با بخت بد روبرو بودند . بعنوان مثال در دقیقه ۵۴ شوت محکم " ژانوس فارکاس János Farkas " تیر دروازه گیلمار را بشدت لرزاند اما توپ , وارد دروازه نشد , همچنان شوت کات دار و منحرف " بنه " که میتوانست گل دوم مجارستان باشد . در دقیقه ۶۰ برزیلی ها مرتکب یک خطای شخصی شدید , روی "  فلورین آلبرت Florian Albert " شدند که بنظر ما جای پنالتی داشت اما , داور انگلیسی آن را نگرفت . 

 

 

*  برتری مجارها ...

در این زمان دقیقه ۶۴ برتری مجارها بطرز برق آسایی خودنمایی کرد گلی که فارکاس در این لحظه زد از زیباترین گلهایی است که در طول تماشای مسابقات فوتبال دیده ایم . این توپ توسط آلبرت بپای بنه رسید و بنه ان را به نزدیک خود اورد و بعد روی پای فارگاس انداخت و او با روشن بینی تمام , توپ را درون دروازه گیلمار کوبید .   

 

مجارستان و برزیل ۱۹۶۶ جام جهانی

 * ژانوس فارکاس  با شوتی سرضرب و تماشایی , برای دومین بار دروازه برزیل را گشوده است .

János Farkas scores Hungary's second goal ... Goodison Park - July 15, 1966

==============================

 

با وجود گلی که فارگاس زد , تماشاگران در این حدس و گمان بودند که ممکن است هر لحظه برزیل بتواند نتیجه را مساوی کند  ولی  برزیل آن تیم هعمیشگی نبود و شکوه حضور پله در ان به چشم نمی آمد و از سوی دیگر , حریف مجارستان بود . با اینحال امکان کسب تساوی وجود داشت ولی در دقیقه ۷۴ فلورین البرت که سلطنت زمین بدست او بود , این امکان را از تیم برزیل گرفت و بازی را به سوی سرنوشت نهایی نزدیک کرد .

 تفضیل این واقعه تاریخی که تیم قهرمان جهان بعد از ۱۲ سال در مسابقات جهانی با یک شکست تلخ روبرو شد از این قرار است  : آلبرت از وسط زمین با چند پیچ و خم سریع در دفاع برزیل رخنه کرد و اینکار را به ان جهت انجام داد که توجه مدافعان برزیلی ها را از " بنه " که او نیز همزمان در خط حمله پیشروی میکرد باز دارد . او از سمت راست قصد آماده شلیک به سمت دروازه برزیل را داشت که مدافع  ( پائولو هنریک ) با یک پشت پا , او را به زمین انداخت اینبار داور انگلیسی نقطه پنالتی را نشان داد که کالمن مزولی Kalman Meszöly به راحتی و با قاطعیت تیر خلاص را به شقیقه برزیل خالی کرد .

  

 

 

 

 

===========================

Hungary vs Brazil 1966 

 

پرسپولیس و الهلال ۱۳۷۹ ( جام باشگاه های آسیا )

پرسپولیس الهلال ۱۳۷۹ جام باشگاه های آسیا

* پرسپولیس ایران ( مرحله نیمه نهایی غرب آسیا -  باشگاه های آسیا )  استادیوم آزادی - ۱۲ اسفند ۱۳۷۹

ایستاده : بهروز رهبری فرد . یونس باهنر , رضا جباری , علی انصاریان , پایان رافت , احمدرضا عابدزاده 

نشسته : حسن خانمحمدی , حامد کاویانی , علی کریمی , حمید استیلی و محمد برزگر

=============================

 

   یک روز شاد و بیادماندنی برای سرخپوشان تهران در تقابل با یک حریف سخت و دیرینه در پهنه ی فوتبال باشگاهی آسیا .... یک میزبانی خاطره انگیز با سه گل سرخ  که درون چهارچوب دروازه  بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال آسیا " محمد الدعایه "  رویید . این بازی دلچسب در جریان رقابتهای جام باشگاه های آسیا " نیمه نهایی منطقه غرب آسیا " برگزار شد . 

  آن روزها سرخپوشان محبوب تهران ,  میزبان سه باشگاه قدرتمند غرب آسیا ( الهلال عربستان , الاتحاد عربستان و ایرتیش پاولودار قزاقستان ) بودند که در پایان نیز ,  با شایستگی در صدر گروه قرار گرفتند و بهمراه تیم دوم " ایرتیش پاولودار قزاقستان "   به جمع چهار تیم پایانی رقابتها فصل ۲۰۰۱ - ۲۰۰۰ جام باشگاه های آسیا ,  راه یافتند . 

 الهلالی که به تهران آمد , همچنان تعدادی از چهره های سرشناس سالهای پیش فوتبال عربستان را با خود داشت از جمله آنها میتوان به نام یوسف الثنایان , سامی الجابر , محمد الدعایه , نواف التمیات .... اشاره کرد .  اما نماینده ی فوتبال ایران با تکیه بر نیروی جوانی و دوندگی و بویژه خلاقیت های فردی بازیکنانش , در شرایطی به یک پیروزی ارزشمند دست یافت که در ابتدای نیمه نخست , دروازه خود را گشوده دیده بود . گلهای پرسپولیس را در این رقابت گرم و نفس گیر ,   علی کریمی , علی انصاریان ( پنالتی ) و حامد کاویانپور , بثمر رساندند .   

 

ابراهیم آشتیانی

ابراهیم آشتیانی

 

   * ابراهیم آشتیانی عزیز .......

===========

نماد مهربانی و محبت ,

ستاره درخشان باشگاه پرسپولیس و

بهترین بک راست تاریخ فوتبال ایران ..... 

 

  روزگار جوانی , سمبل یک مدافع سریع و نفوذی در فوتبال ما شد ...  آن روزها که سرزن های قهار پرسپولیس و تیم ملی همانند همایون بهزادی و حسین کلانی روی توپ های بلند و هوایی او , از چپ و راست به پرواز در می آمدند و روی دروازه حریفان پرسپولیس و تیم ملی , خطر افرین میشدند . آشتیانی , چشم بسته انها را می یافت چرا خواسته های مطلوب هر یک را میدانست   .

 دیگر ویژگی بارز ابراهیم آشتیانی  , یارگیری با حریفان بود که میتوانست , یک مهاجم  را در طول ۹۰ دقیقه , سایه به سایه تعقیب کند . همین دو ویژگی بارز , سبب ان شده بود  تا برای سالها , بک راست تیم ملی  باشد .

 

ابراهیم آشتیانی

* ابراهیم آشتیانی و عبور از مهاجم کره شمالی ( انتخابی المپیک مونیخ ) ...   پیونگ یانگ - اردیبهشت ۱۳۵۱

==============================

 

  زنده یاد جعفر کاشانی در باب کیفیت فوتبال ابراهیم اشتیانی چنین اشاره میکند : من چند سال زودتر از او به شاهین رفتم و بخوبی  ان روزهای اول را که به شاهین امد بخاطر دارم  . ابتدا قدری خجالتی و دست پاچه بود . یکی دو سال در تمرینات حاضر بود و بمرور جا افتاد . وقتی راجرز آمد و مربی ما شد ,  ابراهیم بیکباره اوج گرفت و شد بهترین دفاع کناری ایران . بعقیده من  اگر مصدوم نمیشد ,  میتوانست بهتر از اینها هم بشود .  سالها با یکدیگر هم باشگاهی بودیم وقتی در زمین بود  ,  خاطر همه از  جناح ابراهیم آسوده بود . 

 

 ابراهیم آشتیانی فوتبال را از باشگاه پولاد ( زیر مجموعه باشگاه شاهین ) آغاز کرد و یکسال بعد به تیم اول باشگاه شاهین منتقل شد و تا پایان فعالیت باشگاه شاهین ( تیر ماه ۱۳۴۶ ) عضوی از باشگاه شاهین باقی ماند . سال ۱۳۴۷ بهمراه اغلب بازیکنان شاهین  به باشگاه نوپای پرسپولیس پیوست .... سپس برای یکسال حضور در باشگاه پیکان را تجربه کرد و در همین دوران تحت نظر مربی انگلیسی پیکان " آلن راجرز " پیشرفت قابل توجهی نمود .

  میانه ی سال ۱۳۴۹ برای بار دوم , بهمراه دیگر ستاره های شاهینی به پرسپولیس منتقل شد و از ان موقع تا پایان دوران بازیگری " فروردین ۱۳۵۵ " یک پرسپولیسی باقی ماند . او در شرایطی کفش هایش را برای همیشه آویخت که کاپیتان سرخپوشان بود و با شایستگی , جام تخت جمشید را  بالای سر خویش برد . 

 

ابراهیم آشتیانی پرسپولیس - جام تخت جمشید * کاپیتان ایراهیم آشتیانی و هوشنگ شجاعی ( جام تخت جمشید ) ...         سعد اباد - اردیبهشت ۱۳۵۴

============================

 

  

      

شاهرخ بیانی و شاهین بیانی

شاهرخ بیانی

* شاهین و شاهرخ بیانی , دو برادر دوستداشتنی فوتبال ایران ( تیم ملی )  .....   امجدیه - زمستان ۱۳۶۹

============================= 

 

 روزی که به اتفاق استاد عکاس ( علی کاوه ) در خدمت رضا وطنخواه عزیز بودیم , گفتگو از اتلاف سرمایه ها شد . او گفت سالهاست که قدر داشته هایمان را نمی دانیم و  با تجربه ها را ,  به رایگان از دست میدهیم ...... این دو برادر کجا هستند ... شاهرخ و شاهین .... سالهای سال عضو تیم ملی بوده اند و در راس فوتبال باشگاهی ما .. حالا این دو کجا هستند ؟ ... .... چه کسی باید سراغ آنها , را بگیرد .

 

 

دو برادر ملیپوش و بسیار دوست داستنی فوتبال ما که صاحب یک رکورد جالب نیز هستند ... دو برادری که هر دو ,  کاپیتانی  استقلال را در کارنامه دارند   . دو ستاره با مجموعه ای از افتخار و عنوان ........ براستی که نمیشود گفت , فنی کدامیک بهتر بود . یکی مدافع  و دیگری هافبک - مهاجم . دو یادگار از فتح غرور آفرین بازیهای آسیایی ( پکن ۱۹۹۰ ) و  جام باشگاه های آسیا ( داکا ۱۹۹۱ ) .....

 

  شاهرخ  ,  یکسال  از شاهین بزرگتر است و از معدود ستاره های فوتبال ایران می باشد که حضور موفق در تمامی رده های فوتبال ملی و باشگاهی  را تجربه کرده است . شاهرخ عزیز با شانزده سال حضور متوالی و موفق  از با ثبات ترین و کاملترین هافبک - تهاجمی های فوتبال ایران است . در باب شایستگی های شاهرخ عزیز و لحظه های تاپ و  بیادماندنی او در استقلال و تیم ملی ,   ساعت ها میتوان نوشت ... 

   شاهین عزیز  , از بهترین و متعصب ترین  مدافعان دهه ۶۰ و ۷۰ فوتبال ایران می باشد .... . آغاز حضور شاهین عزیز در فوتبال باشگاهی  با رقابتهای جام شهید اسپندی بود . و او نیز همانند شاهرخ , بمدت ۱۶ فصل  تا  جام ازادگان سال ۱۳۷۴ , بخشی ثابت و انکارپذیر از مجموعه ای استقلال بود . روزی که کاپیتان شاهین برای همیشه , با فوتبال باشگاهی وداع کرد , جملگی فوتبالدوستان  ( آبی و سرخ ) او را بشدت  مورد تشویق و تحسین قرار دادند . در باب شاهین عزیز نیز میتوان ساعت ها نوشت ...    

 

استقلال ۱۳۷۰ برادران شایسته بیانی , ستون های همواره استوار استقلال : عزیزان به ترتیب از راست ...

ایستاده : امیر موسوی نیا , فرشاد فلاحت زاده , عبدالعلی چنگیز , حمیدرضا بابازاده , غفوریهای اصل , شاهرخ بیانی

نشسته : کاپیتان شاهین بیانی , مجید نامجو مطلق , امیر قلعه نویی , میرشاد ماجدی و جعفر مختاری فر 

=============================== 

 

 

 

کریم باوی

کریم باوی

 

  با تاثر فراوان ,  اطلاع یافته ایم , چند روزی است که شاهین بلند پرواز و دوست داشتنی فوتبال ایران  , کریم باوی عزیز  بجهت عارضه پیش امده از ناحیه ی کبد , در بیمارستان بستری می باشد . بدین سبب , استاد عکاس " علی کاوه "  متنی را تهیه نموده  تا شاید بدینوسیله ,  شاهد بهبودی هر چه سریعتر مهاجم بزرگ و توانای فوتبال ایران باشیم . استاد عکاس مینویسد :

 

" از خداوند منان و بخشنده تمنا داريم تا در اسرع وقت به اين دوست عزیز و  ورزشکار , لطف سلامتی مجدد عطا فرمايد تا همچنان سالم و تندرست ,  بار دیگر   روشنایى بخش محفل گرم  خانواده خویش باشد .  خداوندا سپاسگزارت هستیم . " 

                                                                                     علی کاوه -  ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

 

 

   کریم باوی , یک مهاجم موفق ,  کم نظیر و مسلط در بازی هوایی ( به اصطلاح سر زن ) و در واقع یک گل زیبای خود رو در بستر فوتبال دیم ایران  , که بیکباره از سرزمین ستاره پرور خوزستان طلوع کرده و در راس هرم فوتبال ایران در " پیشانی تیم ملی " خود نمایی میکند . سایر کشورها اما می بایست سالها تلاش کنند و نوجوانان شان را  تعلیم دهند تا شاید روزی صاحب یک مهاجم سر زن در کلاس کریم باوی شوند اما در سرزمین استعداد ها اینگونه نیست . چرا که به ناگهان جوانی شکوفا میشود که تا چند ماه قبل  کسی او را نمیشناخته است ... 

  شاید  بهترین جمله در وصف کریم باوی عزیز  , این باشد . یک مهاجم سرزن که قادر بود  "حداقل نیم متر " بالاتر از بهترین مدافعان ایران و آسیا  , روی توپ سوار شود و بر آن " ضربه ای موثر به قصد چهار چوب " وارد سازد . فر ایندی که البته بسیار دشوار است و هر آنچه که نیز ارتفاع توپ از زمین  افزایش یابد , این عمل دشوار تر  میگردد . برای میزان این دشواری , کافیست توجه کنیم کنیم که در طول تاریخ یکصد ساله فوتبال ایران , شاید تنها به اندازه انگشتان یک دست ,  سرزن قهار و توانا داشته ایم . در واقع میتوان اینگونه جمع بندی کرد که در فوتبال دیمی ایران  بطور متوسط  هر ۲۰ سال یکبار , ستاره ای چنین سرزن طلوع میکند  ... 

 

کریم باوی  * کریم باوی عزیز در تقابل با مدافع کویت ...   بازیهای آسیایی سئول - ورزشگاه تائه جون - مهر ماه ۱۳۶۵

Karim Bavi and Kuwaiti defender ...  Tae Jun Stadium Seoul - Asian Games . September 1986

==============================

 

 دوران حضور کریم باوی در فوتبال ایران را میتوان به دوره ی کمون یا رخوت فوتبال ملی و باشگاهی تشبیه کرد .... تیم اول قاره آسیا در دهه ۷۰ به سبب وجود برخی عوامل از جمله جنگ ۸ ساله ,  عدم مدیریت صحیح , دور شدن از  فوتبال روز دنیا  ... هرگز به انچه که استحقاقش را داشت دست نیافت . بنابر این ,  آن دسته از استعداد هایی که در این دوره زمانی شکوفا شده اند نیز هیچگاه , به انچه که سزاوارش بودند , دست نیافتند .

  کریم باوی عزیز , فوتبال باشگاهی اش را از تیم باشگاهی  ایران گاز آبادان آغاز کرد اما , می بایست اشاره نمود که مهاجرت ناخواسته خانواده وی   به منطقه ی فردیس کرج , بجهت شرایط دشوار جنگی ,  در تسریع موفقیتهای فوتبالی او بسیار تاثیر گذار بود  .  اواسط سالهای ۱۳۶۲ - ۱۳۶۳ توسط امیر قلعه نوعی به مسئولان وقت باشگاه شاهین معرفی شد و بمرور تحت تعالیم زنده یاد محراب شاهرخی و سپس نصرالله عبدالهی , پیشرفت کرد . ان روزها  فوتبال باشگاهی فاقد لیگ سراسری بود و مسابقات تنها به رقابت میان تیمهای تهرانی خلاصه میشد . بجز ان یک دوره لیگ استانی تحت عنوان لیگ قدس , تنها ارتباط پایتخت نشین ها با تیمهای غیر تهرانی بود .

 

کریم باوی  * پروازهای بیادماندنی کریم باوی عزیز ,  بالاتر از مدافعی توانا و ملیپوش همچون مرتضی فنونی زاده  ........... چرخش بسیار زیبا و ۹۰ درجه ی ناحیه کمر به هنگام نواختن ضربه سر , و انجام وظیفه تحت فشار یارگیری شدید , ویژگی بارز و شاخصه ای بزرگ کریم باوی بود . قابلیتی که او را از دیگر مهاجمان ایران و حتی آسیا جدا میسازد . چرا که  اغلب سرزن های بزرگ فوتبال ما , فاقد چنان ظرافتی در استفاده صحیح از آناتومی بدن خویش در هنگام نواختن ضربه سر بوده اند ..........   فینال لیگ سراسری قدس , ما بین تهران الف و تهران ب - بهمن ماه ۱۳۶۴

=================================

 

    گل بیادماندنی او برابر کویت را هیچگاه فراموش نمیکنیم که چگونه با حرکتی بس تماشایی و شجاعانه برابر دروازه بان کویت , موفق شد بالاتر از او , توپ را با تور دروازه آشنا سازد . گلی که براستی بالاتر ازسطح فوتبال خاور میانه و آسیا بود .  در آن سالها اغلب کارشناسان عقیده داشتند چنانچه کریم باوی , آنگونه که انتظار میرود در مسیر صحیح  , پرورش می یافت و تحت تعلیم مربیان کار آزموده قرار میگرفت , بجهت برخورداری از همان فاکتورهای کم نظیر و گاه منحصر بفرد به یک ستاره بزرگ بین المللی تبدیل میشد . او انقدر خوب و پخته عمل میکرد که در همان سالهای نخست ( فصل ۱۳۶۴ جام باشگاه های تهران ) هر دو باشگاه  سرخابی های تهران  در اندیشه و رویای جذب او باشند .

 کریم باوی در همان فصل طی  ۵ مسابقه ی نخست , ۷ بار دروازه رقیبان شاهین را گشود تا نه تنها به تنهایی در صدر جدول گلزنان بایستد بلکه , از سوی هفته نامه کیهان ورزشی به عنوان پدیده فصل مسابقات باشگاه های تهران معرفی گردد . دو ماه بعد دیگر همگان او را بعنوان یک مهاجم گلزن  میشناختند . بنابر این کیهان ورزشی تصویری زیبا از یک پرواز تماشایی او  منتشر نمود و بالای ان , تیتر زد که :

 

  " باوی بلند پرواز , امیدی بزرگ برای یافتن یک سر زن دیگر " 

 

 اما این ,  آغاز راه کریم باوی عزیز  بود ... او  در طی هشت فصل متوالی ( ۱۳۶۴ - ۱۳۷۲ ) بارها و بارها  برای شاهین , پرسپولیس و تیم ملی به پرواز در آمد و گل زد و  افتخار آفرید تا در قلب همگان جای گرفت . فرزند شایسته ایران و خوزستان با آن سیمای جذاب و صمیمی ...... اکنون به حمایت جامعه ی ورزش نیاز دارد . برای کریم باوی عزیز ,  سلامتی و بهبودی کامل آرزومندیم . 

 

 

 

 

=======================================

* کریم باوی  در سالهای پایانی ,  یک دوره کوتاه را نیز در باشگاه " سرخه حصار "  سپری نموده است .