A+ R A-

تبلیغات

رجیران

علی کاوه

علی کاوه

تبریک .. تبریک ... تبریک ...    خدمت عکاس مهربان و  بی تکرار , علی کاوه عزیز ....

====================

 

 

دکتر علی کاوه :

======

 سرانجام , انچه که می بایست سالهای  پیش از این  صورت میگرفت  , انجام شد تا  بدین بهانه , جامعه ی هنری - ورزشی  " قدردان " یکی از بهترین فرزندانش  باشد . هفته گذشته ,   وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ,   به پاس سالها خدمت و ممارست عکاس بزرگ تاریخ ورزش " استاد علی کاوه " کارنامه ی او را مورد ارزیابی قرار داد و در پایان او را شایسته ی دریافت   گواهینامه هنری درجه یک رشته ی " عکاسی ورزشی " دانست  . این حکم که معادل و همطراز با مدرک تحصیلی دکترا می باشد  با نظر شورای ارزشیابی " هنرمندان , نویسندگان و شاعران کشور " و بر پایه مصوبه سال ۱۳۷۱ , تقدیم او  شده است  .

 

   علی کاوه " عزیز  در ابتدا شاگرد استاد  اسماعیل زرافشان بود ... سپس مدتی  با هفته نامه فردوسی همکاری کرد و آنگاه به موسسه اطلاعات پیوست تا از این پس شاهد یکی از بهترین دوران عکاسی ورزشی ایران باشیم . حضور درخشان او در هفته نامه محبوب " دنیای ورزش " تحت مدیریت استاد بیژن رفیعی , سبب شد تا برخی از بهترین عکسهای ورزشی سالهای دور ما , با دوربین وی ثبت گردد . جوانی پرتلاش , خوشفکر و خوشپوش که میتوانست برابر با ۵ عکاس , از رویدادهای ورزشی عکاسی کند . آثار استاد از بازیهای آسیایی تهران , جام تخت جمشید , المپیک مونترال , انتخابی جام جهانی ۷۸ .... جملگی , گواهی بر شایستگی های فراوان اوست .

علی کاوه

 دیروز و امروز فرقی ندارد , او بهترین است . چه آنروز که ۲۵ ساله بود و چه حالا که در آستانه ی ۷۳ سالگی قرار دارد

===========================

 

  زادگاه اش , روستای وازیک از توابع شهرستان آمل است . هفت , هشت ساله بود که به تهران آمد و در یک خیاط خانه مشغول بکار شد . آنقدر کوچک که صاحب  خیاط خانه , نگران  رفت و آمد  او از وسط خیابان  بود . بنابر این , صلاح را در ان دید که او را به عکاسخانه ای که ان سوی خیابان بود , بسپارد .  عکاسخانه  " ساحل "  که صاحبش , فردی مهربان و خوشرو بنام حاج اسماعیل زرافشان بود . 

 

 استاد میگوید :

 خدا رحمتش کنه حاج اسماعیل را ... هفته اول که رفتم پیشش , فقط تی می کشیدم ... سپس مرا به تاریک خانه فرستاد تا آموختن را از آنجا آغاز کنم . تاریکخانه, یک اطاق  بود که در ان کاغذ سفید رو درون ظرفی حاوی آب و دارو , می انداختند تا بمرور تصویر  روی آن ظاهر گردد . برایم جالب بود و و از همان موقع به این حرفه علاقمند شدم .

 

علی کاوه

 

 ابتدای دهه ۴۰ , حاج اسماعیل او را به امجدیه برد تا در هنگام عکاسی  دستیارش باشد . فصای امجدیه نظرش را جلب کرد و از همان روزها , به مقوله ی ورزش و بویژه عکاسی ورزشی علاقمند شد . در فضای مطبوعات ان روزها , شاید به تعداد انگشتان یکدست , عکاس ورزشی  فعال بود . از ان پس تا به امروز , استاد ما با بیش از بیست نشریه ی معتبر  ایران همکاری داشته است که برخی از انها عبارتند از :

 

۱ ) دنیای ورزش ( هفته نامه )  

۲ ) کیهان ورزشی ( هفته نامه )

۳ ) فردوسی  ( هفته نامه ) 

۴ ) رستاخیز ( روزنامه ) 

۵ ) هدف  ( هفته نامه )

۶ ) ابرار ورزشی ( روزنامه )

۷ ) نود ( روزنامه ) 

۸ ) تماشاگران ( ماهنامه )  

۹ ) قهوه ( ماهنامه )

۱۰ ) دنیای کشتی ( ماهنامه ) 

۱۱ ) ایران ورزشی ( روزنامه )

۱۲ ) خبر ورزشی ( روزنامه )

۱۳ ) گل ( روزنامه )

۱۴ ) روز ورزش ( روزنامه ) 

۱۵ ) فضیلت ( روزنامه ) 

۱۶ ) اسب  ( ماهنامه ) 

۱۷ ) تماشا ( هفته نامه )

۱۸ ) ......

 

 

 امروزه اما , به سختی میتوان عکاسی را  یافت که صاحب کارنامه ای چنین پر بار باشد .... مجموعه ای کم نظیر به پشتوانه  ۵۰ سال حضور مطبوعاتی مستند " ۹۲ الی ۱۳۴۴ " و حضور در ۹ دوره  المپیک , ۵ دوره بازیهای آسیایی ..... و ثبت هزاران  اثر بیادماندنی از تاریخ ورزش  او را به نگینی درخشان در تاریخ عکاسی ورزشی ایران تبدیل میکند . 

 اگر چه  نشریات متعدد ورزشی , شانس همکاری با استادمان را داشته اند اما , برای اغلب ورزشدوستان , نام استاد کاوه بیش از هر نامی با هفته نامه دنیای ورزش , پیوند دارد . آن روزها  که او در اوج جوانی قرار داشت و در نشریه ای فعالیت میکرد که   صاحب نگاهی " نو " به مقوله ای ورزش بود . هفته نامه ای که " خلاقانه " قالب های مرسوم  را کنار نهاد و افق هایی تازه را پیش روی مخاطبانش گشود . 

 

علی کاوه

 

 میانه ی سال ۵۴ , استاد کاوه از موسسه اطلاعات جدا شد و به صدا و سیما پیوست تا از این پس برای واحد مرکزی خبر , عکاسی کند . اگر چه که این انتقال او را قدری از فضای رقابتهای ورزشی دور نمود  اما , تعلق خاطرش به ورزش مانع نشد تا بطور کامل از  جمع عکاسان ورزشی خارج گردد . در آن سالها او برای هفته نامه " رستاخیز " عکاسی میکرد و در کنار ثبت تصاویر اجتماعی , ارتباطش را با جامعه ی ورزش ایران حفظ نمود . مهمترین بخش عکاسی استاد را در ان دوره میتوان در جریان المپیک تابستانی مونرال و همچنین رقابتهای انتخابی جام جهانی ۷۸ جستجو کرد . 

 در کارنامه هنری  استاد , یک هایلایت دیگر نیز بچشم می آید که در خاطره ی جمعی اغلب  علاقمندان فوتبال , نقش بسته است و آن عبارت است از  همکاری  با ماهنامه ی متفاوت و بیادماندنی تحت عنوان " تماشاگران " که در میانه ی دهه ۷۰ شمسی , آغاز بکار نمود . در ان روزها که مطبوعات ورزشی در مسیر تنزل و کاهش سطح توقع جامعه گام بر میداشتند ,  تماشاگران تحت مدیریت نادر داودی , اغاز گر  فصلی تازه در فضای مطبوعات ورزشی ایران بود . ماهنامه ای تصویر  محور با کیفیتی مطلوب که میتوانست همگام با نشریات معتبر جهان گام بردارد و مقبول علاقمندان نیز باشد .

 

علی کاوه

 

 و اکنون , ۵۶ سال از ان روزها که استاد  برای نخستین بار در مطبوعات عکاسی کرد , میگذرد ..... او را " دکتر " مینامیم در حالی که این شاید , کوچکترین و ساده ترین روش برای قدردانی از او باشد " انسانی که در کارش بهترین است و با خود یک دنیا تجربه همراه  دارد و  یک عمر  نیز همراه با مطبوعات و رسانه بوده است , سالهاست که دکتر است اگر چه او را تنها استاد بنامیم "

  براستی که طی این سالها , چقدر  با استاد خاطره داریم .  با او و دوربین اش بازیهای آسیایی تهران را میزبانی کردیم , در فوتبال المپیک برای نخستین و اخرین بار به دور دوم صعود کردیم و آنگاه برای نخستین بار به جام جهانی فوتبال راه یافتیم و اولین برد را در جام جهانی تجربه نمودیم ... از این مثال ها فراوان است  . آنگونه که نمیتوان علاقمند  ورزش بود و علی کاوه را نشناخت . همانگونه که ساکنان هر کوی و برزن او را بخوبی میشناسند . بخاطر هنر او  , بواسطه ی مردمداری اش و بپاس یک عمر خدمت به جامعه ای ایران ...  

  

 

 

علیرضا خورشیدی

علیرضا خورشیدی

* علیرضا خورشیدی عزیز در تقابل با مدافعان پرسپولیس .........       امجدیه ,  مهر ماه ۱۳۵۳

==========================

 

 ستاره درخشان دهه پنجاه شمسی  ایران " علیرضا خورشیدی عزیز "  متولد منطقه ی باغ فیض خرم آباد , است . او از چهره های اصلی و تاثیر گذار تیم جوان و خاطره انگیز " لشگر گارد " بود که در سالهای پایانی دهه چهل  , تحت مدیریت استاد فقید پرویز دهداری در پهنه ی آسمان فوتبال باشگاهی ایران , طلوع کرد و سپس تحت نام " هما " فوتبال ما را تحت تاثیر  قرار داد . همان همای دوست داشتنی  که به یک قطب تازه در فوتبال ایران تبدیل شد  . 

  علیرضا خورشیدی یک مهاجم بود .... و اگر چه در تمام پستها بازی کرد , اما جایگاه اصلی اش , گوش چپ  بود و  از ویژگی های بارز وی , میتوان به قدرت بدنی بالا  ,  دوندگی فراوان , حس همکاری و توان بالای دریبل زنی اشاره کرد . قابلیت دیگر او انعطاف پذیری و توانایی شوت زنی با هر دو پا بود . خورشیدی علیرغم داشتن جثه ای متوسط اما از قابلیت هد زنی نیز برخوردار بود . 

 در قامت ملی , علیرضا خورشیدی ابتدا پیراهن تیم امید ایران را برای تورنمنت دوستی بر تن نمود و سپس از سال ۱۳۵۳ به اردوی تیم  بزرگسالان دعوت شد و تا پایان سال ۱۳۵۷ , همچنان یک ملیپوش باقی ماند .    صعود و حضور در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترال و همچنین صعود و حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ , شاخصه ی بارز دوران فوتبال ملی اوست  . 

 تصویر فوق , مرتبط است با رقابت هما و پرسپولیس در چهارچوب هفته ی چهاردهم  رقابتهای دومین دوره جام تخت جمشید , که با نتیجه ی یک بر یک مساوی به پایان رسید . در این مسابقه علیرضا خورشیدی عزیز یا چرخشی زیبا و ضربه ای چنین تماشایی  , دروازه سرخپوشان را میگشاید . مدافعان پرسپولیس ,  مسیح مسیح نیا ( چپ ) و زنده یاد ابراهیم آشتیانی , ناظر بر ثبت گل هستند .      

 

تورنمنت بین المللی جوانان ۱۹۷۶

جام ولیعهد ۱۹۷۶ بین المللی

* شایسته ها از راست : باغدیک عابدیان , زنده یاد محمد بوقی , حمید ملک احمدی و اصغر حاجیلو ... شیراز - اسفند ۱۳۵۴

==================================

 

  در دهه ی ۷۰ میلادی , تورنمنت بین المللی جوانان ایران  (  جام ولیعهد )  معتبر ترین تورنمنت بین المللی دوستانه  فوتبال جوانان در قاره آسیا بود . دعوت از تیمهایی شایسته و اسم و رسم دار از چهار گوشه ی جهان , براستی که اعتباری فراسوی مرز ها به فوتبال ایران بخشیده بود که از آن جمله میتوان به  تیم قدرتمند باشگاه ارسنال انگلستان  , تیم جوانان سائوپائولو  تحت عنوان تیم قهرمان برزیل , و همچنین تیمهای جوانان شوروی و کره جنوبی .... اشاره کرد . 

 

 در سومین دوره این مسابقات , تیم جوانان ایران موفق شد در مسابقه ی فینال و طی یک بازی نزدیک و حساس بر تیم براستی قدرتمند شوروی غلبه کند و برای سومین بار جام قهرمانی را در ایران حفظ نماید . تیم شوروی از وجود ستاره هایی همانند رامار شنگلیا و بوریس کوزنتسف بهره مند بود .

تصویر مرتبط است با عصر جمعه ۸ اسفند ماه ۱۳۵۴ و جشن قهرمانی تیم جوانان  که دقایقی پس از مسابقه ی فینال در ورزشگاه حافظیه برگزار شد . 

 

 

    

عزیز اصلی

عزیز اصلی

* دروازه بان شهیر تاریخ فوتبال ,  زنده یاد عزیز اصلی ....................   استادیوم امجدیه - خرداد ۱۳۴۷

=============================

 

  پنجاه و پنج سال قبل ,  ان روزها که فوتبال مان در آرزوی یافتن اعتبار و جایگاهی مناسب در فوتبال قاره  بسر می برد . دروازه بانی طلوع کرد که بغایت شجاع  , بلند پرواز و البته  چابک بود .  پاییز ۱۳۴۲و هنگامه ی مسابقات انتخابی المپیک توکیو , حضور عزیز اصلی , براستی همانند یک موهیت  بود که چهارچوب دروازه ی ایران را استوار تر از پیش  ساخت . یک استعداد  کم نظیر با فیزیکی قابل توجه همانند یک دونده ی سرعت و بدنی چابک و نرم  همانند یک ژیمناست .... خود او در این باره  میگوید :   

 همواره میدانستم که اگر ارج و قربی در ورزش باشد , بواسطه ی روح پاک آن است و شاید باور نکنید که اگر بگویم  هیچگاه برای " قهرمانی " ورزش نکردم . البته انکار نمیکنم که گاهی در جوانی , سودای قهرمانی را در سر می پروراندم  . این که سرانجام روزی در قلبها جای داشته باشم و هزاران تن , مرا با فریادهایشان مورد تشویق و تحسین قرار دهند اما در وهله ی نخست , ورزش میکردم چون آن را بسیار دوست داشتم . بنابر این فرقی نمیکرد در چه رشته ای ........  گاهی دونده بودم , گاهی  کشتی میگرفتم و گاه نیز  والیبال , فوتبال ..... و ..... 

 این جمله های عزیز آقا است , آن گاه که هفته نامه ی پر تیراژ اطلاعات هفتگی , از او خواست که خاطراتش را به رشته ای تحریر در آورد . او را میتوان به اختصار چنین توصیف کرد دروازه بانی که ویژگی هایی  , مختص به خود را داشت .  عزیز آقا چه از بعد روحی و چه از نظر شیوه ی دروازه بانی ,  با  سنگربانان هم دوره خود تفاوت داشت . گروهی شیفته اش بودند و ویژگی هایش را تحسین میکردند و گروهی نیز  روش او را  نمی پسندیدند  . یک دروازه بان که گاه  مقتدردانه  از مرزهای  آسیا عبور مینمود و همسان بزرگترین دروازه بانان دنیا نشان میداد و گاه نیز فاقد ان ویژگی های  درخشان ......

  اوج فوتبال ملی عزیز آقا را میتوان  طی یکدوره ی متوالی ۵ ساله ی , جستجو کرد . او با آغاز رقابتهای انتخابی فوتبال المپیک توکیو ( پاییز ۱۳۴۲ ) بعنوان فرد نخست  جهت حراست از دروازه ای ایران انتخاب شد و این عنوان را تا  بهار بیادماندنی سال ۱۳۴۷ و فتح خاطره انگیز جام ملتهای اسیا ۶۸ حفظ نمود . عزیز اصلی از اعضای مهم و کلیدی  همان نسلی است که فوتبال ما را بلند آوازه کرد و بر قله ی آسیا نشاند . روحش شاد و یادش همواره گرامی باد . 

 

========================

* این تصویر زیبا که درست چند روز " شاید کمتر از یک هفته "  پس از فتح جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸  ثبت شد , اثر عکاس فقید استاد " ایوب کلانتری " می باشد . 

 

 

نصرالله عبداللهی

نصرالله عبداللهی

* نصرالله عبداللهی عزیز و آناتولی کونیکوف ..........   ایران و منتخب شوروی -  استادیوم آزادی -  شهریور ۱۳۵۷

================================

 

 چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ -  تیم ملی در یک رویداد دوستانه و تدارکاتی ,  با سیمایی متفاوت و جوان شده نسبت به جام جهانی ۷۸ آرژانتین   , مقابل تیمی منتخب از شوروی , صف ارایی کرد . شاید واضح ترین تغییر در تیم ملی  , بستن  بازوبند کاپیتانی بر بازوی  استاد نصرالله عبداللهی عزیز بود . چند روز قبل انجام این مسابقه , اعلام شد که تعدادی از بازیکنان با سابقه ی تیم ملی از جمله ( علی پروین , حسین کازرانی ........ ) انصراف خود را از حضور در تیم ملی  اعلام نموده اند . بر این اساس بود که مسئولان تیم ملی ,  حسن آقای روشن را  بعنوان  کاپیتان جدید تیم ملی ایران برگزیدند .

  چند روز بعد اما حسن روشن از پذیرش این عنوان خود داری نمود و سپس در مطبوعات عنوان کرد که در حضور نصرالله عبداللهی , بازوبند تیم ملی را بر بازو  نخواهد بست و اینگونه بود که این عکس زیبا برای همیشه در تاریخ فوتبال ایران ثبت شد .

 در این مسابقه ی دوستانه , تیم ایران بجهت تعطیلی و توقف کلیه ی مسابقات فوتبال باشگاهی بویژه جام تخت جمشید ,  از امادگی لازم و کافی بدور بود  و سرانجام نیز مسابقه را با نتیجه  یک بر صفر به حریف اماده خویش واگذار کرد با این وجود  اما , قدرت رهبری نصرالله عبداللهی  چشمگیر بود و نشان داد که برای هدایت تیم ملی در داخل زمین بهترین گزینه ی ممکن  می باشد .

 نصرالله عبداللهی این عنوان را برای دوسال متوالی , حفظ نمود . او در اردوی تدارکاتی تیم ملی در تیر ماه ۱۳۵۸ نیز , سرگروه تیم ملی بود . 

 

 بهترین ها را برای استاد نصرالله عبداللهی عزیز آرزومندیم .